نقد آموزه گناه اوليه/ حسین صدری

این آموزه بدین شکل حتی یک بار هم در کتاب مقدس نیامده است

1)     به لحاظ فلسفی

الف) تئوری دچار نوعی آشفتگی است. «تمامی خطای موجود در این مسئله ناشی از این است که تمایز درستی میان آلودگی جسمانی و آلودگی اخلاقی برقرار نشده است. هر دو فسادِ اخلاقی تلقی شده‌اند و این به آشفتگی عظیمی در مسئله انجامیده است... آلودگی اخلاقی خودِ گناه است نه علت گناه که با آن رابطة علـّی داشته باشد. آنچه مسئولیت‌زاست و انسان را مستحق محکومیت می‌کند، آلودگی اخلاقی است اما شارحان تئوری در مقام تبیینِ گناه موروثی روی میل و شهوت و امثال آن انگشت می‌گذارند که علتِ گناه است نه خود گناه.

 

ب) آیا معنی دارد گناه که از مقولة اخلاق است موروثی باشد؟ گناه ویژگی فیزیکی نیست که به توارث از کسی به دیگری منتقل شود. کتاب مقدس می‌گوید: «گناه سرپیچی از قانون است» (یوحنا، باب 3، آیه 4). پس گناهکار کسی است که از فرمان خدا سر می‌پیچد. طفلی که تازه متولد شده و هنوز از وی عملی سر نزده، چگونه از فرمان خداوند سر پیچیده است؟ گناه یک عمل مسئولانه است؛ بچة تازه متولد فاقد قدرت تشخیص است و ماهیت اخلاقی ندارد، چگونه می‌توان او را گناهکار دانست؟

 

ج) حتی اگر از توارث صرف نظر کرده، دو فرد را در نظر بگیریم که همزمان می‌زیند، چه رسد به دو کس که فاصلة زمانی زیادی دارند «آیا عاقلانه است که عمل را کسی مرتکب شود و مسئولیت آن را دیگری تحمل کند؟»

 

د) اگر گناه به طور فیزیکی قابل انتقال است، فضیلت هم باید این‌گونه باشد.

 

ه)گناه امری است اختیاری و به قول دکتر تورنوبل «اگر ما با وضعیت فاسد و آلوده زاده شــویم، گناه برای ما طبیعی است، اگر طبیعی است پس ضروری است، اگر ضروری است پس گنـــاه نیست و چیزی نیست که ما به دلیل آن مستحق ملامت باشیم، چون چاره‌ای جز آن نداریم، گناه باید ناشی از انتخاب خود ما باشد.» sec. 4, Part. 1) (Edwards, 1970,

 

و) مجازات کسی به خاطر گناه دیگران خلاف عدالت است. «آیا این عادلانه است که خداوند انسانها را گناهکار به دنیا آورد و به جرمی که هرگز مرتکب نشده‌اند آنان را مجازات کند؟» شلدوم در رد این تئوری می‌گوید: «شری که صرفاً موروثی است عقلاً نمی‌تواند مبنای مردودیّت فردی باشد که آن را میراث برده است. برای او این یک بلاست که به خاطر آن بیشتر در خور همدردی است تا محکومیت. اگر بی‌رحمانه و نامعقول است که کسی را به خاطر نقص عضوی که آن را به ارث برده و ناشی از سوء رفتار خودش نیست سرزنش کنیم، به همین نحو این ظلم فاحش است که کسی را بهخاطر کاستی روحی که به او تحمیل شده و به هیچ نحو اکتسابی نیست، سرزنش نماییم.» (Overstreet, 1995, chap. 3)

 

ز) از سویی همان‌گونه که ما در آدم وجود داشته‌ایم به همین معنا در سایر آبا و اجداد خود هم وجود داشته‌ایم؛ اگر وجود در آدم سبب می‌شود ما مسئول گناهی گردیم کــه او مرتکب شده است، وجــود در اجداد بعــدی هم بایستی ما را مسئولِ گناهان آنان کند.

 

2)     به لحاظ کلامی

ح) این آموزه بدین شکل حتی یک بار هم در کتاب مقدس نیامده است. عهد عتیق و عهد جدید از این تصور بری است، گناه آدم نمی‌تواند باعث تقصیر و مجرمیت کسانی گردد که این همه با او فاصله دارند. ان. پی. ویلیامز در کتاب خود، اندیشه‌های هبوط و گناه اولیه (1962)، می‌نویسد: «در واقع کتاب مقدس چیزی از این دست نمی‌گوید، به عکس می‌گوید انسان میرا آفریده شد، از خاک شکل گرفت و تقدیرش آن بود که به خاک بازگردد. احتمالِ آن بود که با خوردن از درخت حیات خود را نامیرا کند، یعنی درختی که آدم و حوا هیچ‌گاه حتی آن را لمس نکردند و حتی پس از گناه از آن نخوردند و یهوه درست برای اینکه مبادا از آن درخت بخورند و به نامیرایی دست یابند؛ آنها را از بهشت بیرون راند و فرشته‌ای بر آن گماشت.» ((Oakes, 1988

 

ط) «آموزة گناه اولیه، خداوند را خشن‌ترین و نامعقول‌ترین موجودِ جهان جلوه می‌دهد. میلیونها نفر با ماهیتی گناه‌آلود به دنیا می‌آیند، زندگی می‌کنند و بی‌آنکه هرگز پیام انجیل را بشنوند از دنیا می‌روند، اینها فقط به خاطر ماهیت گناه‌آلود خویش مستحق جهنم‌اند، این آموزه با رحمت واسعة خداوند سازگار نیست.»

 

ی) اگر آلودگی به گناه امری است ماهوی، و هر آنکس که انسان است به خاطر انسان بودن گناهکار است، پس آدم و حوا بایستی پیش از سرپیچی هم گناهکار باشند چون آنان از همان ماهیتی برخوردارند که سایر انسانها.

 

ک) عیسی مسیح نیز یک انسان است و فرزندِ انسان، گناه‌آلودگی اگر ذاتی باشد او هم گناه‌آلوده است و این با متن مقدس که او را پاک می‌داند و عاری از گناه و شایستة مقامِ نجات‌بخشی، معارض است (Jackson, 2000).

 

ل) چگونه انسانهای کامل و آفریدة خداوند (آدم و حوا) در شرایطی فارغ از میل و شهوت به گناه آلوده شده‌اند؟ کسانی که در محیطی مطبوع و رها از تمایلات شرورانه می‌زیسته‌اند؟ (Oakes, 1988)

 

3)     تعارض با علم

م) کل داستان با تکامل در تعارض است. انبوه مباحث زیست‌شناختی و دیرینه‌شناختی راه ما را سدّ می‌کند. پذیرش تئوری منوط به این است که داستان آفرینش تحت‌اللفظ معنا شود و نژاد بشر فقط به دو تن، آدم و حوا برگردد که چهار هزار سال پیش از میلاد مسیح می‌زیسته‌اند؛ علوم تجربی جدید عمر انسان را بسیار بیشتر و آن را حاصل تطور انواع می‌داند.

 

4)     عوارض تربیتی آموزه

ن) باور به گناه آلودگی انسان دارای اثرات مخرب روحی و تربیتی است. همة بدکاران به جای آن که خود را مسئول بدانند و به تغییر خود بکوشند، این کار را ناممکن دانسته و سرنوشت و تقدیر را مقصر می‌شناسند؛ این به جای گسترش تقوی و فضیلت، رذیلت را رواج می‌دهد.

 

س) و نهایتاً آین راند می‌نویسد: «این آموزه با تمامی ارزشهای وجودی انسان در تعارض است، آموزة گناه اولیه اعلام می‌دارد که انسان از میوة درخت معرفت خورد... ذهنی به دست آورد و موجودی عاقل شد، معرفت خیر و شر را به دست آورد و موجودی اخلاقی شد، محکوم شد تا با رنج خود نان خود را به دست آورد، یک موجود زاینده شد، و محکوم شد تا میل را تجربه کند، توان التذاذ جنسی را به دست آورد... شروری که وعاظ مسیحی به خاطر آن انسان را محکوم می‌کنند عقل، اخلاق، خلاقیت، لذت و همة ارزشهای عمدة وجودی اوست.» (Lindley, 1980)

 

حجت الاسلام حسین صدری، عضو مجمع طلاب و فضلای شهرستان تکاب

 

آموزه گناه اولیه در مسیحیت/ حسین صدری

30 فروردین 1393
تعداد بازدید:  1932 مرتبه

نظرات کاربران

این مطلب فاقد نظر می باشد.

  • آخرين عناوين

  • پربازديدها

  • آرشيو

بازدید امروز:294

بازدید دیروز: 1081

بازدید کل: 7999656

حقوق این وبسایت محفوظ بوده و متعلق به مجمع طلاب و فضلای شهرستان تکاب می باشد.