نقش عفاف وپاکدامنی در زندگی انسان

تردیدی نیست که امور زندگی انسان به نگاه هایش بستگی دارد. انتخاب همسر، شغل، خانه، دوست و صدها موضوع دیگر همه با نگاه پیوند دارد. نگاه آدمی از مهم ترین عناصر مؤثر در تصمیم گیری او است
آثار و برکات عفت و پاکدامنی
 
1. درک لذت ایمان
«خویشتن داری» توانایی برجسته روحی به انسان می دهد تا وی در برابر هجوم هوی و هوس سرکش، پایداری کند و در فراز و فرود زندگی، به کمال برسد.
 
انسانی که اعتقاد به اصول و ارزشها دارد، در واقع به سرچشمه همه مهربانی ها، لطافت ها، عاطفه ها، عشق ها، زیبایی ها و هنرمندی ها و ابداع ها ایمان دارد و چنین ایمانی، همچون بنیان مرصوص است(1) که هیچ تند بادی، از آزمندی، فزون خواهی و خشونت طلبی نمی تواند وی را آشفته سازد.
 
ایمان به خدا و زندگی پس از مرگ از مهم ترین و قوی ترین عوامل پیشگیری از شهوات و هوس هاست. شخص با ایمان، خداوند را همه جا حاضر و ناظر می بیند و باور دارد که همه کارهای او به وسیله فرشتگان الهی در پرونده ای ثبت می شود و روزی مورد رسیدگی قرار خواهد گرفت و سرنوشت نیکوکاران، بهشت و کیفر تبهکاران دوزخ است.
 
این تعبیر از امام خمینی(ره) را به خاطر بسپاریم که: عالم محضر خداست، در محضر خدا معصیت نکنیم. این اعتقاد، بهترین مانع در برابر فسادهای اخلاقی و اجتماعی است و هر قدر تقویت شود، مقاومت انسان در برابر شهوات بیشتر می شود. از سوی دیگر با ضعف ایمان، عفت و مقاومت در برابر شهوات کاهش می یابد. علی(ع) فرمود: «فعصم السعداء بالایمان و خذل الاشقیاء بالعصیان»(2) خداوند سعادتمندان را به وسیله ایمان (از خطر گناه) حفظ کرد و ظالمان را به خاطر عصیان و نافرمانی، ذلیل و خوار گرداند.
 
از جمله آثار عفت و پاکدامنی درک لذت ایمان است و چشیدن این لذت در تمام عمر، بدون عفت و پاکدامنی غیر ممکن است. کسی که ایمان دارد به اینکه خداوند، ناظر اعمال اوست، هرگز تن به ناپاکی و بی عفتی نمی دهد. امام جواد(ع) فرمود: «بدان که از دایره دید خداوند بیرون نخواهی بود، اکنون ببین چگونه هستی».(3)
 
امام سجاد(ع) فرمود: مردی با خانواده اش برای سفری عازم شدند. برای آن سفر تصمیم گرفتند از طریق دریا سفر نمایند. پس از اینکه سوار کشتی شدند، طوفان تندی آغاز شد، به گونه ای که کشتی و اهل آن همه غرق شدند، همسر این مرد به وسیله تخته چوبی خود را از مرگ نجات داد و به جزیره ای رسید: «تا وارد جزیره شد، فردی را دید خیلی خشن و تندخو، مرد تا او را دید از شدّت زیبایی به او خیره شد و سؤال کرد: آیا تو انسان هستی؟ زن جواب داد: آری. مرد با نگاه های تندش زن را به لرزه انداخت. مرد گفت: چرا نگرانی؟ زن گفت: مرا رها می کنی یا اینکه از او مدد جویم؟ مرد گفت: اگر رهایت نکنم. چه می شود؟ زن گفت: از او یاری می جویم.
 
سخن زن، مرد را تکان داد و گفت: من باید بیشتر از خدا بترسم، زیرا من میل دارم نه تو. آن گاه از جا برخاست و سخنی نگفت و تصمیم به توبه و بازگشت گرفت. در حال رفتن، عابدی را در راه دید. گرمای خورشید هر دوی آنها را می آزرد.
 
عابد گفت: بیا از خدا بخواهیم تا بین ما و خورشید سایه ای ایجاد نماید.
 
مرد گفت: من کاری در خود سراغ ندارم تا زمینه این لطف (ایجاد سایه) خداوند گردد. شما دعا کن تا من آمین بگویم. عابد، خدا را خواند و از او خواست که سایه ای برای آن ها مقرر گرداند. مرد هم آمین گفت. بلافاصله قطعه ابری روی سر هر دو قرار گرفت و موجب شد که آفتاب آنها را نیازارد. بعد از مقداری که زیر سایه الهی مسیر را پیمودند، سر یک چند راهی خواستند از یکدیگر جدا شوند، که عابد دید ابر به طرف جوان می رود. رو به جوان کرد و گفت: تو از من نزد خداوند مقرب تری، زیرا، من قبلاً از خدا خواسته
 
 
جوان جریان خود را نقل کرد. عابد گفت: خداوند گناه گذشته ات را عفو کرد و این لطف ویژه را نصیبت فرموده است. مراقب اعمال خود باش، زیرا، این مقام بس والایی است که خداوند به تو عنایت فرمود و تمامی اینها به خاطر آن لحظه ای بود که از گناه چشم پوشی کردی.
 
2. آرامش روحی فرد و جامعه(بهداشت روانی)
 
با عفاف و خویشتن داری می توان از هرز رفتن استعدادها، توانها و امکانات جلوگیری کرده و برای بالندگی هنجارها و ارزشها یاری نمود: «از نظر اسلام، محدودیّت کامیابی جنسی به محیط خانوادگی و همسران مشروع از خبر روانی به بهداشت روانی اجتماع کمک می کند.»(4) همه غمها و افسردگی هایش از اختلال در شرایط جسمی و روحی انسان است، همان طور که گفته شد عفت و پاکدامنی، نیاز و ندای درونی انسان می باشد. بنابراین، با رعایت کامل آنها، از غم و آشفتگی رهایی می یابد. در مقابل بی عفتی جز احساس گناه و تنفر از خود و دچار شدن به جنون جوانی که باز دارنده از هرگونه فعالیت انسانی است اثر دیگری ندارد.(5)
 
عفاف، سلامت جامعه را به دنبال دارد، زیرا، جامعه را افراد آن تشکیل می دهند و اگر افراد اصلاح شوند، جامعه نیز اصلاح خواهد شد. عفاف موجب مصونیت زن و مرد از آشفتگی های ذهنی، بزهکاری، آوارگی و بالاخره بیماری روحی و روانی می شود و از انحطاط اخلاقی جامعه و از هم پاشیدگی خانواده ها جلوگیری می کند.
 
3. سلامت جسمی
علم بشر به ارتباط سلامت روحی و روانی با سلامت جسمی اذعان دارد. پزشکان آثار بی عفتی مانند چشم چرانی را این گونه فهرست می نمایند:
 
«1ـ دشواری در تنفس 2ـ درد اطراف قلب 3ـ تپش قلب 4ـ ضعف و خستگی عمومی 5 ـ سر درد 6ـ بی قراری 7ـ بی خوابی و کم اشتهایی 8 ـ خستگی فکری و دماغی.»(6) اینها علاوه بر عقده های ناگشودنی روانی است که بررسی و طرح آن از عهده این نوشتار خارج است.
 
4. استحکام بنیاد خانواده
خانواده اولین و بنیادی ترین تشکل اجتماعی یک جامعه به شمار می آید. استحکام خانواده که مرکز عشق و امید و بستر شکفتن آرزوهای جوانان می باشد، توانایی های فردی را افزایش و جامعه را استوار و پویا خواهد ساخت. بی شک نهاد خانواده، تنها با پاسداری از عفاف و پاکدامنی، درخشش و بالندگی لازم را پیدا می کند، زیرا اگر در جامعه ای عفاف و پاکدامنی به صورت کامل رعایت گردد و تمتعات جنسی به محیط خانواده محدود شود جوانان به ازدواج روی آورده و خانواده های تشکیل شده نیز ثبات بیشتری می یابند، ولی اگر بی بند و باری و بی عفتی در جامعه رواج یابد و بهره برداری های جنسی در خارج از محیط خانواده میسر گردد، جوانان زیر بار مسئولیت های ازدواج نرفته و خانواده های تشکیل شده نیز متزلزل می شود. بنابراین، باضرس خاطر باید گفت: رعایت عفاف در رفتار و گفتار، خانواده را سالم و آسیب ناپذیر نگه می دارد.
 
5. عزت و سربلندی
انسان در سایه عفاف، عزت و اعتبار پیدا می کند و کسانی که هرچه می خواهند می خورند و آنچه می خواهند می گویند و پیوسته در پی هوسرانی اند، نزد دیگران اعتبار و ارزشی ندارند. امام علی(ع) می فرماید: «من عفت اطرافه، حسنت اوصافه.» و نیز فرمود: «من اتحف العفة و القناعه حالفه العز».
 
انسانهای پاکدامن، نزد افراد جامعه اعم از خانواده دوستان و دیگران مورد احترام و اعتمادند. این عزت و اعتبار در برخوردها و مناسبات اجتماعی پدیدار می شود؛ به گونه ای که حتی افراد متهتک، امانات و اسرار خود را به انسان های عفیف و امین می سپارند و در دل آنها را بزرگ و پاک می دانند.
 
6. عفاف منشأ فرهنگ و ادبیات
همه زیبایی و شکوه تمدن و فرهنگ انسان را می توان در «عشق» خلاصه کرد. استواری عشق به اسطوره ها کمتر دست یافتنی است. زبان عاشقان، زبان شعر است. زیرا، دل پرسوز عاشق، درون سوز است. زبان سرخ و آتشینی که تن نمی شناسد و سر بر باد می دهد. ولی مهربان و ترنم برانگیز است و حتی دل معشوق سنگ دل را می سوزاند و به تحسین وا می دارد. این بلندای شکوهمند فرهنگ و ادب شرقی، عرفانی و ایرانی، دست مایه یک نسل سرافراز اصیل، خویشتن داری و متمدن است که از منظر عفاف به یکدیگر می نگریستند. زن در حشمت جلال می زیسته است و مرد همواره در پی این حشمت و جلال می رفته است که به سادگی و آسانی، دست یافتنی نبوده است. کمتر بازیچه دست هوسران بوده و بیشتر ارزش و اعتبار داشته است. استاد شهید مطهری می فرماید: «آیا آنجا که سلسله مقررات اخلاقی به نام عفت و تقوی بر روح مرد و زن حکومت می کند و زن به عنوان چیزی گرانبها دور از دسترس مرد است این استعداد بهتر به فعلیت می رسد یا آنجا که احساس منعی به نام عفت و تقوی در روح آنها حکومت نمی کند و اساساً چنین مقرراتی وجود ندارد، و زن در نهایت ابتذال در اختیار مرد است.»(7)
 
پرتگاه ها و آفات عفاف
 
1ـ نگاه حرام
تردیدی نیست که امور زندگی انسان به نگاه هایش بستگی دارد. انتخاب همسر، شغل، خانه، دوست و صدها موضوع دیگر همه با نگاه پیوند دارد. نگاه آدمی از مهم ترین عناصر مؤثر در تصمیم گیری او است و اغلب نفرتها، اشتیاقها و انتخابها، نگاه است. انسان نمی تواند از تأثیر شنیده ها و دیده هایش بر مغز جلوگیری کند، این تأثیرپذیری به کمک شبکه اعصاب و فعالیت مغزی صورت می گیرد و شخص نمی تواند با تلقین، چندان از تأثیر بکاهد. همچنین بدیهی است که همان طور که نگاه به سبزه زار و آب نیلگون، به طور ناخود آگاه در انسان تأثیر می گذارد و برای او فرح و شادی می آورد، نگاه به نامحرم یا نگاه شهوت آمیز و از روی لذّت و ریبه (اعمّ از زن نامحرم یا دیگر مناظر حرام مثل عکس ها و فیلم های مبتذل...) نیز باعث تحریک بیش از حد غریزه شهوانی شده و مفاسد زیادی را درپی دارد، به همین جهت قرآن کریم، از اهل ایمان می خواهد که برای حفظ عفت و
 
 
در روایات اسلامی، جملاتی مشاهده می شود که بیانگر عقوبت و آثار مخرب نگاه حرام(9) در دنیا و آخرت است که به عنوان نمونه به ذکر چند روایت بسنده می کنیم:
امام صادق(ع) فرمود: «النظر برید الزنا» نگاه حرام، نامه رسان انجام کار زشت است.گویا نگاه متمرکز و آلوده با ارسال تلگرافی بسیار قوی، بیننده را به انجام روابط ناسالم دعوت می کند.
 
امام علی(ع) فرمود: «چشم، دیدبان عقل و پرچمدار و جاسوس دل است.» در حقیقت دیدبان، مشاهدات خود را به مرکز اطلاعات گزارش می کند و در آنجا است که نسبت به مشاهدات او تصمیم گیری و نیروها بسیج می شود. در بدن انسان نیز مغز است که پیامهای چشم را دریافت می کند و به تلاطم می افتد و هورمون های محرک غرایز را به سراسر بدن گسیل می دارد. آنچه در مغز رخ می دهد شاید همان باشد که در این فرموده امام صادق(ع) نهفته است: «النظرة بعد النظرة تزرع فی القلب الشهوة و کفی بها لصاحبها فتنة»؛(10) نگاه پیاپی، بذر شهوت را در دل می افشاند و همین امر برای هلاکت بیننده اش کافی است.
 
نگاه حرام، قدرت تصمیم گیری درست و استفاده از عقل را از انسان سلب می کند، و بیشتر انحرافات جنسی و خلاف اخلاق اسلامی، از یک نگاه آغاز شده است.
 
ز دست دیده و دل هر دو فریاد
که هرچه دیده بیند، دل کند یاد
 
شایان ذکر است آنچه گذشت، ویژه نگاه مرد به زن نیست، بلکه نگاه معنادار (حرام) زن به مرد نیز همین آثار را در پی دارد.
 
2ـ استماع موسیقی های مبتذل
موسیقی مطرب که در منابع روایی اسلام، از آن به «غنا» تعبیر شده، یکی از پرتگاه ها و زمینه های بروز آلودگی و از آفات بزرگ «عفت» است. چنان که رسول خدا(ص) آن را «افسون زنا» خوانده است: «الغناء رقیة الزنّا»(11) این تشبیه با رساترین تعبیر، تأثیر خطرناک موسیقی مبتذل را در آلودگیهای جنسی بیان می کند و نقش آن را در تحریک غریزه جنسی انسانها به ویژه در جوانان، همچون جادویی می داند که بی اختیار، آنان را به اعمال نامشروع و خلاف عفت می کشاند. در تفسیر نمونه از یکی از سران بنی امیه نقل شده است که گفت: «از غنا بپرهیزید، زیرا، حیا را کم و شهوت را می افزاید و شخصیت را درهم می شکند و جانشین شراب می شود و همان کاری را می کند که مستی می کند.»(12)
 
غنا، مقدمه و سبب زنا است؛ چون غنا، آواز لهوی است که از جهت شهوت و لذت حیوانی، از شخص خواننده صادر می شود که یکی از بزرگ ترین اثر آن، سوق دادن افراد، به ویژه جوانان به طرف شهوت و تحریک قوای حیوانی است.
 
آری، دختر و پسری که ممکن بود قبل از شنیدن موسیقی مطرب و مبتذل، تحت تأثیر شرم و حیا و عفت قرار داشته و راضی به یک کار ننگین شهوی و حیوانی (زنا) نشوند، چنان با شنیدن این نوع موسیقی، آماده ننگین ترین فعل می گردند که به یقین می توان گفت: یکی از عوامل اصلی انحطاط و اشاعه فحشاء و تجاوزات به نوامیس در دنیای امروز مربوط به پخش نوارهای شوم و آهنگ های مهیج موسیقی مطرب و مبتذل است.
 
3ـ فکر ناسالم
یکی از عواملی که باعث تحریک میل جنسی در انسان می شود، فکر گناه و مشغول کردن ذهن به مسائل جنسی است که سر انجام موجب تحریک و تهییج غریزه و ارتکاب به گناه می شود، از این رو، در روایات اسلامی، از «فکر گناه» نهی شده است، زیرا فکر گناه، به خود گناه منجر می شود. چنان که علی(ع) می فرماید: «من کثر فکره فی المعاصی دعته الیها»(13) کسی که در اندیشه گناه باشد و درباره آن بسیار فکر کند، سرانجام همان افکار او را به گناه می کشاند.
 
در روایتی از امام صادق(ع) آمده است که: «حضرت عیسی(ع) به حواریین فرمود: حضرت موسی(ع) به شما دستور داد که زنا نکنید، ولی من به شما دستور می دهم که نه تنها زنا نکنید، بلکه چنین عملی(فکر گناه) را به ذهن خود نیز راه ندهید، زیرا کسی که فکر زنا را نمود، همانند کسی است که در خانه منقش و آراسته ای آتش روشن کند. این خانه اگر آتش نگیرد و نسوزد، بدون شک، آتش و دود تمامی تزیینات و نقاشیهای آن را از بین خواهد برد.»(14)
 
برای این که انسان بتواند فکر و خیال خود را کنترل کند، لازم است از تنهایی و بیکاری دوری جوید، زیرا بسیاری از فکرهای گناه آلود، به دلیل بیکاری و داشتن اوقات فراغت غیر ضرور است.
 
4ـ بیکاری
یکی از اسباب آلودگی و افت عفاف، بیکاری است که در روایات اسلامی، از آن به شدت نهی شده است، امام علی(ع) فرمود: «خداوند شخص سالم و بیکاری را که نه در پی کار دنیا و نه در پی کار آخرت است، دشمن می دارد.»(15) این به خاطر مفاسدی است که بیکاری در پی دارد و اشتغال به کار، چه برای تأمین معاش دنیوی باشد و چه برای ذخیره اخروی، می تواند از آن مفاسد، پیشگری نماید. در روایتی دیگر از از امام علی(ع) آمده است: «بیکار، دنبال کار زشت می رود و دست وی بسوی گناه دراز می شود.»(16) بدین جهت در قرآن کریم توصیه شده است: «در هنگامی که از کار فارغ شدی، به کار دیگر بپرداز؛ فاذا فرغت فانصب».(17) طبق این رهنمون، افراد با ایمان در واقع اوقات فراغت ندارند، چنان که علی(ع) فرمود: «وقت مؤمن، پر است.»(18) ناگفته نماند که این بدان معنا نیست که اهل ایمان، وقت تفریح و استراحت ندارند، بلکه مراد آن است که شخص مسلمان بر اساس رهنمود شریعت اسلام، هیچ وقت بیکار نیست و برای تمام اوقاتش برنامه دارد که تفریح یکی از آن برنامه ها است.
 
 
5 ـ دوستان ناباب
دوستان نه تنها با هم انس می گیرند و با مصاحبت و همنشینی، موجبات شادمانی و نشاط یکدیگر را فراهم می سازند، بلکه هر دوستی به مقیاس درجه رفاقت و دوستی، در امور مادی و معنوی دوست خود نفوذ می نماید و هر یک خواه ناخواه بر عقاید و اخلاق و رفتار و گفتار دیگری اثر می گذارند.
 
قرآن کریم از زبان اهل جهنم نقل می کند که می گویند: «یا لیتنی لم اتخذ فلانا خلیلا»(19) ای کاش، فلانی را دوست
 
 
رسول خدا(ص) فرمود: «المرء علی دین خلیله و قرینه»(20) دین و روش هر کس طبق مذهب و آیین دوست و همنشین خود خواهد بود.
 
در روایتی از حضرت سلیمان (ع) آمده است که فرمود: «درباره کسی به نیکی یا بدی قضاوت نکنید تا دوستانش را ببینید، زیرا، هر کسی به وسیله امثال و اقرانش شناخته می شود و به صفات همنشینان و دوستانش منسوب می گردد.»(21) تأثیر دوست همنشین در انسان به اندازه ای است که حتی می توان از نوع دوستان یک نفر، به آسانی به خصوصیات اخلاقی وی پی برد.
 
تو اول بگو با کیان زیستی
پس آنگه بگویم که تو کیستی
 
ارتباط و همنشینی افراد با یکدیگر زمانی میسر است که اخلاق ورفتار و ویژگیهای آنان یکسان و همسو باشد، بنابراین اگر دو نفر از لحاظ اخلاق و رفتار متضاد باشند، هرگز مصاحب و همنشین نخواهند شد. سعدی می گوید: هر که با بدان بنشیند اگر طبیعت آنان در او اثر نکند، به طریقت ایشان متهم می گردد، و اگر به خرابات رود و به نماز کردن، منسوب شود به خمر خوردن.
 
رقم بر خود بنادانی کشیدی که نادان را به صحبت برگزیدی
طلب کردم زدانایی یکی پند مرا فرمود: با نادان مپیوند
 
به تجربه ثابت شده که کسانی که با دوستان فاسدی همنشین بوده اند، عاقبت به انواع گناهان آلوده شده اند، زیرا آنها برای اینکه کمتر احساس گناه کنند و شریک جرم پیدا نمایند، سعی می کنند افراد دیگر را به سرنوشت غم انگیز خود گرفتار کنند. وقتی پای صحبت بسیاری از جوانان فاسد می نشینیم، درمی یابیم که عامل اصلی آلودگی خود را همنشینی با دوستان ناباب ذکر می کنند.
 
6ـ خلوت با نامحرم
زن و مرد نامحرم در هر مرحله ای از صفات اخلاقی و عفاف هم که باشند در خلوت، سخت در معرض وسوسه های شیطانی قرار می گیرند. شدت این وسوسه ها به حدی است که می تواند محکم ترین اراده ها را سست کرده و ایمانهای قوی را به تدریج متزلزل نماید. یکی از موقعیتها هنگامی است که زن و مرد در محیط خلوت که برای دیگران وارد شدن به آنجا میسر نیست، حضور داشته باشند.
 
برای پیشگیری از وساوس شیطانی، شریعت اسلام دستور می دهد که زن و مرد هیچ گاه در این چنین موقعیتی قرار نگیرند. روایات زیادی در این باره وارد شده که به عنوان نمونه به چند روایت ، اشاره می کنیم:
 
علی(ع) فرمود: «هیچ مردی با زن نامحرم در جای خلوت همراه نشود، زیرا، هنگامی که مرد و زن نامحرم در مکانی خلوت همراه شدند، سومین آنان شیطان خواهد بود، که در آنجا حضور خواهد یافت.»(22) خطر این عمل تا اندازه ای است که پیامبراکرم(ص) فرمود: «کسی که به خدا و روز قیامت ایمان دارد، نباید در جایی که نفس زن نامحرم را می شنود به سر برد.»(23)
 
همچنین در روایتی از آن حضرت آمده است که فرمود: «حضرت موسی نشسته بود که شیطان به طرفش آمد و گفت: می خواهم تو را به سه چیز سفارش کنم...یکی از آن سه توصیه این است که، هرگز با زن نامحرم تنها مشو، زیرا هیچ مردی با زن نامحرم تنها نمی شود، مگر این که من به سراغ آنها خواهم رفت.»(24) تنها بودن با نامحرم آنقدر مورد نهی شارع مقدس است که نماز در آن مکان و شرایط، مورد اشکال می باشد.
 
7ـ سخن گفتن با نامحرم
اگر چه سخن گفتن مرد نامحرم با زن نامحرم(بدون نازک کردن صدا و عشوه گری در سخن گفتن) و بر عکس حرام نیست، ولی سخن گفتن بی مورد(غیر ضروری) و شوخی کردن با نامحرم از نظر روایات اسلامی کار پسندیده ای نیست، چنان که در روایتی آمده است که: ابوبصیر از اصحاب امام باقر(ع) می گوید: زمانی که در کوفه بودم، به یکی از بانوان درس قرآن می دادم. روزی به مناسبتی با وی شوخی نمودم. مدتی گذشت تا در مدینه به حضور امام باقر(ع) رسیدم. حضرت مرا مورد سرزنش قرار داد و فرمود: کسی که در جای خلوت گناه کند، خدا نظر لطف خود را از او برمی دارد. این چه سخنی بود که به آن زن گفتی؟! از شدت شرم، صورتم را پوشاندم. حضرت فرمود: مراقب باش که تکرار نکنی و با زن نامحرم شوخی ننمایی.(25)
 
در روایات آمده است: کسی که با نامحرمی شوخی کند، به خاطر هر کلمه ای که در دنیا به او گفته، هزار سال در آتش دوزخ حبس خواهد شد.(26)
 
8 ـ اختلاط زن و مرد
شریعت اسلام در عین این که به زنان، اجازه شرکت در فعالیت های اجتماعی را می دهد، از اختلاط نهی فرموده است. در سنن ابوداود آمده است که: «رسول اکرم(ص) در زمان حیاتش دستور داد که برای زنان، در جداگانه ای به مسجد النبی بسازند.»(27)
 
که هنوز هم به نام «باب النساء» وجود دارد. پیامبر(ص) دستور داد که: شب هنگام بعد از اتمام نماز، ابتدا زنان و سپس مردان از مسجد خارج شوند و در مسیر کوچه و خیابان، زنان از کنار، و مردان از وسط حرکت کنند.
 
بدون شک یکی از عوامل شیوع فساد که دامنگیر جهان امروز، بخصوص کشورهای غربی شده است، برداشتن حایل و حریم میان زن و مرد در ادارات، کارخانه ها و دیگر اماکن و محافل عمومی است. در این برخوردها معمولاً بذر فساد و گناه افشانده می شود و روز به روز ریشه می دواند.
 
«جامعه امروزی، زیانهای اختلاط زن و مرد را به چشم خود می بیند، چه لزومی دارد که زنان، فعالیتهای اجتماعی خویش را به اصطلاح دوشادوش مردان انجام دهند؟! آیا اگر در دو صف جداگانه انجام دهند، نقصی در فعالیت کاریشان رخ می دهد؟!
 
از جمله اثر بارز این دوشادوشیها این است که هر دو همدوش را از کار و فعالیت مثبت باز می دارد و هر یک را به جای توجه به دقت به کار خود، متوجه «همدوش» می کند، تا آنجا که غالباً این همدوشیها به هماغوشیها منتهی می گردد.»(28)
 
رسول خدا(ص) فرمود: «میان مردان و زنان نامحرم فاصله اندازید، زیرا، بر اثر ملاقات و اخلاط، گرفتار درد و بلایی می شوید که دوا ندارد. بر شما باد که از اختلاط با زنان اجتناب نمایید.»(29)
 
 
9 - تماس جسمی با نامحرم
تماسهای جسمی بین زن و مرد نامحرم، هرچند اندک، از نظر اسلام حرام و گناه بزرگی محسوب می شود.حتی اگر فقط مصافحه(دست دادن)با نامحرم -هر چند فامیل آشنا-و بدون هیچ گونه قصد سوئی باشد.
 
پیامبر(ص)فرمود:"من صافح امرأة حراما جاء یوم القیامة مغلولا ثم یومر به الی النار"(30)،هر کس با زنی نامحرم دست بدهد،روز قیامت با دستهای زنجیر بسته وارد محشر شده و سپس به طرف جهنم برده خواهد شد.
 
تمام مراجع عظام،مصافحه(دست دادن)با زن بیگانه را جایز نمی دانند.کوچک شمردن این گونه گناهان موجب می شود که زشتی آ«ها در جامعه از بین برود و افراد کم کم به گناهان بزرگتر روی بیاورند و فساد وپلیدی،دامنگیر افراد جامعه شود.
 
 
پی نوشت ها:
1. سوره صف، آیه 4.
2. میزان الحکمه، ج 6، ص 344.
3. بحارالانوار، ج 78، ص 358: «اعلم انک لن تخلفوا من عین اللّه فانظر کیف تکون».
4. شهید مطهری، مسئله حجاب، ص 83.
5. اولین دانشگاه و آخرین پیامبر، دکتر پاک نژاد، ج 16، ص 191.
6. همان، ص 15.
7. شهید مطهری، اخلاق جنسی،ص 84.
8. سوره نور، آیه 31.
9. ر.ک: مجله پیام زن، عسکری اسلامپور کریمی، نگاه آلوده و پیامدهای ناگوار آن، ش 142، ص 68.
10. مستدرک الوسائل، کتاب النکاح، باب 104، ح6.
11. بحارالانوار، ج 76، ص 334.
12. تفسیر نمونه، ج 17، ص 250.
13. غررالحکم، ص 664.
14. وسائل الشیعه، ج 14، ص 240.
15. نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج 17،ص 146.
16. همان، ج 20، ص 303.
17. سوره انشراح، آیه 7.
18. نهج البلاغه، کلمات قصار 333.
19. سوره فرقان، آیه 28.
20. وسائل الشیعه، ج 4، ص 207.
21. مستدرک الوسائل، ج 2، ص 62.
22. مستدرک الوسائل، ج 2، ح 553، ص 323.
23. وسائل الشیعه، ج 14، ص 144.
24. همان، ص 553؛ بحارالانوار، ج 76، ص 334.
25. وسائل الشیعه، ج 14،ص 144.
26. بحارالانوار، ج 76، ص 363.
27. سنن ابوداود، ج 1، ص 109.
28. متفکر شهید استاد مطهری، مسئله حجاب، ص 237.
29. مرآت النساء، ص 140.
30 وسائل الشیعه، ج 14، ص 143.
 
منبع: مجله پاسدار اسلام، ش 281، عسکری اسلامپور
2 آذر 1393
تعداد بازدید:  1424 مرتبه

نظرات کاربران

این مطلب فاقد نظر می باشد.

  • آخرين عناوين

  • پربازديدها

  • آرشيو

بازدید امروز:1242

بازدید دیروز: 3155

بازدید کل: 8156053

حقوق این وبسایت محفوظ بوده و متعلق به مجمع طلاب و فضلای شهرستان تکاب می باشد.