۱۰ توصیه طلایی لقمان برای تربیت فرزندان

قرآن کریم مسیر تربیت دینی کودکان را از زبان لقمان حکیم بازگو می کند که در تعلیم فرزندش ده محور تربیتی را مد نظر قرار می دهد
یک کودک یا  نوجوان یا جوان برای کشف نیازها،استعدادها و تواناییهایش ناگزیر از آزمون و خطاست  فلذا خطا و اشتباه او نیز امری اجتناب ناپذیر است و باید با دادن فرصتهای دوباره  زمینه شکوفایی و پیشرفت آنها را فراهم ساخت.
 

بسیاری  از اخلاق های ممدوح و مذموم را کودکان در سنین پایین از مادران خود می آموزند و  بیشتر در سنین بالاترست که از پدر خود الگو برداری می کنند . این نکته به نقش موثر  مادران در تربیت اشاره دارد ….

مرد  و زن دو عنصر اصلی خانواده اند که هر کدام جداگانه مسئولیت خاص به خود را دارند که  با تولد فرزند برای هر کدام مسئولیت جدید تری بوجود می آید.
 
به  بیان دیگر می توان گفت با به دنیا آوردن یک بچه، مسئولیت سعادت بخشی یک انسان را  پذیرفته اند که البته باید دانست که عمده ی این مسئولیت بر گردن مادر است. تا آن  جا که در حدیث نبوی می خوانیم که :
 
«اَلجَنَّهٌ  تَختَ أقدام الاُمَّهاتِ»
(بهشت  زیرپاى مادران است.)
 
که  شاید اشاره به این معنا باشد که چون مادران به خصوص در سنین پایین کودک ،نقش موثری  در بهشتی شدن فرزندان را دارند از این روست که به دلیل این نقش موثر، بهشت زیر پای  آنان است.
 
از  طرفی هم بسیاری از اخلاق های ممدوح و مذموم را کودکان در سنین پایین از مادران خود  می آموزند و بیشتر در سنین بالاترست که از پدر خود الگو برداری می کنند. این نکته  به نقش موثر مادران در تربیت اشاره دارد .
 
و  از سویی دیگر با توجه به آموزه های دینی فرزندان جزئی از باقیات الصالحات والدین  هستند به این معنا که چون والدین نقش موثری در تربیت فرزند خود داشته اند از این رو  اگر فرزندان هم در مسیر الهی قدم بردارند آنان نیز در این سهیم هستند و اگر به سمت  گناه رفتند باز والدین به دلیل نقش موثر در تربیت، در آن شریک هستند و این همان  قبول مسئولیتی است که در ابتدا گفته شد .
 
و  فقط در صورتی والدین در گناه کودکان شریک نیستند که آنها زمینه ی رشد و تربیت دینی  کودک را فراهم کرده باشند ولی فرزند با این حال راه گناه را انتخاب کرده باشد .
 
حال  قرآن کریم مسیر تربیت دینی کودکان را از زبان لقمان حکیم بازگو می کند که در تعلیم  فرزندش ده محور تربیتی را مد نظر قرار می دهد که عبارتست از:
 
۱ـ  حسن ارتباط با خداى رحمان: «لاتُشرِک بِاللهِ»
 
۲ـ  احترام به والدین : «وَ وَصَّینَا الاِنسانَ بِوالِدَیهِ»
 
۳ـ  معاد: «إِن تَکُ مّثقاَ حَبَّهِ مِن خَردَلٍ فَتَکُن فى صَخرَهِ أو فِى السَّمواتِ  أو فِى الأرضِ یأت بِهَا الله»
 
۴ـ  نماز: «أقِم الصَّلاه»
 
۵ـ  امر به معروف و نهى از منکر: «وَ أمر بِالمَعروُفِ وَ انهَ عَنِ  المُنکَرِ»
 
۶- صبر و پایدارى : «وَ اصبِر عَلَى ما أصابَک»
 
۷ـ  مردمدارى : «وَلاتُصَغَّر خَدَّکَ لِلناسِ»
 
۸ـ  تواضع و فروتنى : «وَلاتَمشِ فِى الاَرضِ مَرَحاً»
 
۹ ـ میانه روى : «وَاقصِد فى مَشیکَ»
 
۱۰ ـ آهسته و آرام سخن گفتن: «وَاغضُض مِن صَوتِکَ» (لقمان آیه ۱۳)
 
با  توجه به آیه مربوطه این مطلب به درستی فهمیده می شود که روند تربیتی کودک از  آشنایی با خدای رحمان و ترک معصیت شروع شده و سپس مراحل بعدی مورد توجه قرار می  گیرد .
 
که  در مرحله اجرایی اولین آموزش ، مربوط به آموزش نماز و در ارتباط با مردم نیز  اولین اموزش فروتنی و تواضع پایه رفتار های دینی است .
 
نکاتی  مهم در راه تربیت
 
۱- رعایت مساوات در ابراز محبت به فرزندان
 
إِذْ  قالُوا لَیُوسُفُ وَ أَخُوهُ أَحَبُّ إِلى أَبِینا مِنَّا وَ نَحْنُ عُصْبَةٌ إِنَّ  أَبانا لَفِی ضَلالٍ مُبِینٍ
اقْتُلُوا  یُوسُفَ أَوِاطْرَحُوهُ أَرْضاً یَخْلُ لَکُمْ وَجْهُ أَبِیکُمْ وَ تَکُونُوا مِنْ  بَعْدِهِ قَوْماً صالِحِینَ (یوسف/۸و۹)
 
هنگامى  که (برادران) گفتند یوسف و برادرش (بنیامین) نزد پدر از ما محبوبترند در حالى که ما  نیرومندتریم، مسلما پدر ما، در گمراهى آشکار است! یوسف را بکشید یا او را به سرزمین  دور دستى بیفکنید تا توجه پدر فقط با شما باشد و بعد از آن (از گناه خود توبه  مى‏کنید و) افراد صالحى خواهید بود.
 
این  آیات بازگویی نمونه ای از نتایج عدم رعایت تساوی در ابراز محبت به فرزندان است. در  این آیات می خوانیم که حسد برادران یوسف را تا سر حد کشتن وی پیش برد و تنها دلیلی  که برای این کار داشتند این بوده که «پدر او را بیشتر از ما دوست دارد»(أَحَبُّ  إِلى‏ أَبِینا مِنَّا).
 
۲- نیاز فطری و طبیعى فرزندان به بازی و سرگرمی های سالم
 
قالُوا  یا أَبانا ما لَکَ لا تَأْمَنَّا عَلى‏ یُوسُفَ وَ إِنَّا لَهُ لَناصِحُونَ  أَرْسِلْهُ مَعَنا غَداً یَرْتَعْ وَ یَلْعَبْ وَ إِنَّا لَهُ لَحافِظُونَ قالَ  إِنِّی لَیَحْزُنُنِی أَنْ تَذْهَبُوا بِهِ وَ أَخافُ أَنْ یَأْکُلَهُ الذِّئْبُ وَ  أَنْتُمْ عَنْهُ غافِلُونَ قالُوا لَئِنْ أَکَلَهُ الذِّئْبُ وَ نَحْنُ عُصْبَةٌ  إِنَّا إِذاً لَخاسِرُونَ (یوسف/۱۱تا۱۴)
 
(برادران  نزد پدر آمدند و) گفتند پدر جان! چرا تو درباره یوسف به ما اطمینان نمى‏کنى در حالى  که ما خیرخواه او هستیم؟ او را فردا با ما بفرست تا غذاى کافى بخورد و بازى و تفریح  کند و ما حافظ او هستیم. (پدر) گفت من از دورى او غمگین مى‏شوم و از این مى ‏ترسم  که گرگ او را بخورد و شما از او غافل باشید. گفتند: اگر او را گرگ بخورد با اینکه  ما گروه نیرومندى هستیم، ما از زیانکاران خواهیم بود.
 
در  این آیات، یعقوب پیامبر در برابر استدلال فرزندان نسبت به نیاز یوسف به گردش و  تفریح، هیچ پاسخى نمی دهد و عملاً آن را می پذیرد. این خود دلیل بر آن است که داشتن  بازی و سرگرمی سالم برای فرزند، یک نیاز فطرى و طبیعى است و نباید از آن جلوگیری  کرد.
 
۳- نشان ندادن راه های انحراف به فرزندان
 
گاه  انسان به کودک خردسالش مى‏گوید توپ خود را به لامپ چراغ نزن. کودک که تا آن وقت  نمى‏دانست مى‏شود توپ را به لامپ بزند، متوجه این مساله مى‏شود که چنین کارى امکان  پذیر است و به دنبال آن، حس کنجکاوى او تحریک مى‏شود که باید ببینم اگر توپ را به  لامپ بزنم چه اتفاقی می افتد و به دنبال آن شروع به آزمایش این مساله مى‏کند،  آزمایشى که به شکستن لامپ منتهى خواهد شد.
 
۴- گذشت و چشم پوشی از خطاهای فرزندان در صورت ندامت
 
قالُوا  یا أَبانَا اسْتَغْفِرْ لَنا ذُنُوبَنا إِنَّا کُنَّا خاطِئِینَ قالَ سَوْفَ  أَسْتَغْفِرُ لَکُمْ رَبِّی إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ  الرَّحِیمُ(یوسف/۹۸و۹۷)
 
گفتند: پدر، از خدا آمرزش گناهان ما را بخواه که ما خطاکار بودیم. گفت به زودى براى شما از  پروردگارم آمرزش مى ‏طلبم که او غفور و رحیم است.
 
فرزندان  باید بیازمایند تا راه را از چاه، و صواب را از ناصواب تشخیص دهند. یک کودک یا  نوجوان یا جوان برای کشف نیازها،استعدادها و تواناییهایش ناگزیر از آزمون و خطاست  فلذا خطا و اشتباه او نیز امری اجتناب ناپذیر است و باید با دادن فرصتهای دوباره  زمینه شکوفایی و پیشرفت آنها را فراهم ساخت.

منبع: افکار نیوز

24 آذر 1393
تعداد بازدید:  1877 مرتبه

نظرات کاربران

این مطلب فاقد نظر می باشد.

  • آخرين عناوين

  • پربازديدها

  • آرشيو

بازدید امروز:2914

بازدید دیروز: 5760

بازدید کل: 6585973

حقوق این وبسایت محفوظ بوده و متعلق به مجمع طلاب و فضلای شهرستان تکاب می باشد.