تا به حال به این فکر کردی؟!

چه بسیار کسانى که شب صحیح و سالم به بستر رفتند و صبح جنازه آنها از بستر برداشته شد و چه بسا کسانی که شب سالم به خواب رفتند و صبح بیمار برخواستند و چه بسا بیماری که هر چه به معالجه مى پردازد و به امید بهبودى درد می کشد به مرگ نزدیکتر مى شود و فراق و جدائى از دوستان را نزدیکتر مشاهده می کند
مرگ و زندگی مهمترین مسأله آدمی در طول تاریخ است. آدمی فطرتاً طالب حیات است و متقابلاً از مرگ فراری است، لذا جدی ترین مسأله در زندگی را مرگ تشكیل می دهد که دغدغه انسان را به خود اختصاص داده و هر قوم، بنا بر اقتضاءات فکری، دینی و باورهای خویش دیدگاه خاصی را در این خصوص ارائه کرده است. نوع نگاه آدمی به مرگ تأثیر بسیار قابل توجهی در نحوه زندگی آدمی دارد.
 
در نگاه نهج البلاغه، مرگ و زندگی معنایی فراتر از معمول دارند؛ مرگ حقیقی زمانی است که انسان فقط متوجه حیات دنیوی باشد و بالاترین نوع حیات، حیات معقول است که این امر حاصل نمی شود مگر با یاد مرگ و اجتناب از هوی و هوس و آرزوهای طولانی؛ زیرا از منظر نهج البلاغه سخت ترین مانع در مسیر تکامل انسان ها، غفلت از مرگ است و دیگر این که یاد معاد نه تنها دارای آثاری مثبت در سرای ابدی خواهد بود بلکه آثار آن در زندگی دنیوی نیز قابل توجه است.
 
حضرت در چند فراز نهج‌البلاغه، به تصویری كلی و مجرد از مرگ می‌پردازد و پدیده مرگ را فی‌نفسه، حامل پاره‌ای از ویژگی‌های گریز‌ناپذیر معرفی می‌كند. مثلا در خطبه(221) می‌خوانیم: مرگ، ویرانگر لذت‌های شما و تیره‌كننده خواهش‌های نفسانی شماست. اما در عین حال، و به طور مصداقی مواجهه دنیاپرستان و پرهیزگاران را با مرگ متفاوت توصیف می‌كند.
 
تا به حال به این فکر کردی؟!
 
بزرگان مرتب به قبر خود سر مى زدند و در آن مى خوابیدند و خود را به آنچه که اشقیاء در گور خطاب مى شوند مخاطب مى ساختند تا این عمل مانع این شود که آنها بدون تهیه اسباب سفر آخرت به این منزل وارد شوند، و شیوه بعضى از آنها این بود که براى خود قبرى آماده ساخته بود و مى آمد و در آن مى خوابید بعد این آیه شریفه را که زبان حال آدمیان، پس از مرگ است تلاوت می نمود و می گفت: رب ارجعون* لعلى اعمل صالحا؛ خدایا مرا برگردان امید است که دیگر کارهایم نیک و پسندیده باشد)
 
بعد خطاب به خود می گفت: فلانى برخیز پروردگارت تو را برگرداند پس در انجام اعمال صالح همت گمار قبل از اینکه روزى بیاید که هر چه آرزوى بازگشت به دنیا کنى بدان دست نیابى. و با جدیت و کوشش بیشتر به عبادت مى پرداخت.
 
چه بسیار کسانى که شب صحیح و سالم به بستر رفتند و صبح جنازه آنها از بستر برداشته شد و چه بسا کسانی که شب سالم به خواب رفتند و صبح بیمار برخواستند و چه بسا بیماری که هر چه به معالجه مى پردازد و به امید بهبودى درد می کشد به مرگ نزدیکتر مى شود و فراق و جدائى از دوستان را نزدیکتر مشاهده می کند تا آنجا که حتى فرزندانش هم فراموشش مى شود و در حالتى قرار می گیرد و وحشت و ترسى بر او عارض مى شود که زبان را یاراى گفتن آن نیست و به چنان وضع ناخوشایندى گرفتار شود که بیانش ممکن نیست و در شرایطى دیده از جهان فرو می بندد که دستش از همه جا و همه چیز کوتاه است و آنان که گرد او گرفته اند نه میتوانند نفعى به او رسانند و نه آنچه را که بر سرش مى آید از او دور سازند.
 
هر یک از ما باید بداند که جامعه انسانى به منزله کاروانى است که ساربان آن به آهنگ خرابى و ویرانى این دنیا اشترانش را میراند و منادى آنان را به مرگ فرا می خواند.
آگاه باشید که دنیا پیمان شکنى مکار است که هر روز شوهرى براى خود گیرد و در هر شبى اهلى را به قتل رساند و در هر ساعتى جمعى را پریشان سازد و چه بسیار کسانى از پیشینیان بودند که به این دنیا دل بستند و به فخر و مباهات به آن پرداختند ولى همه آنها را در هم کوبید و روانه دوزخشان ساخت، کجاست آنکه مال و ثروت دنیا را جمع کرد و در حفظ و حراست آنها بسیار کوشید و از انفاق در راه خدا بخل ورزید، کجاست آنکه مستى ها نمود و لشگرها گرد آورد و بر منبرها بالا رفت، کجاست آنکه خانه ها ساخت، و قصرها بالا برد، و مردمان را گرد آورد همه این ها چند روزى بیش نبود و عاقبت نهنگ مرگ آنها را در کام خود فرو برد.
 
براى بریدن و دور شدن از معاصى همین تفکر در کیفیت مرگ مردمان صالح و افراد نابکار تو را کفایت می کند.
 
اگر بنده اى به انجام توبه موفق شد سزاوار است که براى خود دفترى تهیه کند و هر آنچه که از حقوق خدا از عبادات و سایر فرائض متوجه او می شود و آنچه را که می بایست از آن اجتناب کند در آن بنویسد. هم چنین حقوق مردم را از مال و آبرو و سایر حقوق آنها که مربوط به او مى شود ثبت کند، بعد براى هر یک از اعضاء و جوارح بدن خود از قلب و گوش و چشم و زبان و ذائقه و شامه و دست و پا و شکم و سایر اعضاء، صفحه اى مشخص سازد!
 
تاثیرات مرگ آگاهی و مرگ باوری
 
آثار «یاد مرگ» را در گفتار و كردار و حال و قال خویش میتوان مشاهده نمود كه ما به برخی مواضع یاد مرگ و ایمان به مرگ اشاره‌هایی خواهیم داشت: (این موارد در خطبه های 20و21و51و 103و 132و 147و 188و 201و 230و 313و حکمت های 44و 126و 230و 433و 742و 763و نامه های 31و 69موجود می باشد).
 
1. از بین بردن لذات زودگذر و از بین رونده حسی و مادی؛
 
2. فاصله اندازنده بین انسان و اهداف مادی و این جهانی‌اش؛
 
3. تاریك كردن شهوات و خواهش‌های نفسانی و حیوانی؛
 
4. از بین برنده آرزوهائی كه به اعمال زشت منتهی می‌شود؛
 
5. كمك به ادای واجبات و تكالیف شرعی و الهی؛
 
6. نورانیت دل و جلا بخشیدن به آیینه جان آدمی؛
 
7. سازندگی فردی و اجتماعی؛
 
8.خاموش سازنده آتش حرص و تحقیر كننده دنیا و خرمی و لطافت روح و دل؛
 
9 . متذكر به مرگ و یا مرگ آگاه همواره در صدد تحصیل ره توشه آخرت در اثر ایمان عمل صالح و كسب تقوای الهی بر می‌آید
 
10. كسانی كه مرگ‌شناس و مرگ آگاهند از دنیا به قدر كفاف و قلیل بهره‌برداری می‌نمایند و همه هَمّ خویش را مصروف دنیای دیگر یا آخرت می نمایند و ...
 
منابع:
نهج البلاغه
شیوه عملی توبه کامل، میرزاجواد ملکی تبریزی- ترجمه أسرارالصلاة
دائره المعارف الطهور
مرگ در نهج البلاغه، سایت پرسمان دانشجویی
بخش نهج البلاغه تبیان

 

28 بهمن 1393
تعداد بازدید:  1481 مرتبه

نظرات کاربران

این مطلب فاقد نظر می باشد.

  • آخرين عناوين

  • پربازديدها

  • آرشيو

بازدید امروز:352

بازدید دیروز: 222

بازدید کل: 8165965

حقوق این وبسایت محفوظ بوده و متعلق به مجمع طلاب و فضلای شهرستان تکاب می باشد.