10اصل ازاصول زندگي خانوادگي پيامبرأعظم(ص)

پيامبر اعظم (صلی الله علیه و آله) در سيرة خانوادگي خويش بر جمع­گرايي و هم­گرايي بين اعضاي خانواده تأکيد مي ­ورزيد: نماز و عبادت به جماعت، صرف غذا به صورت دسته جمعي، مسافرت به صورت خانوادگي، و... .

1. اصل تأسيس خانه و خانواده­اي الهي و ملکوتي

پيامبر همواره به تشکيل خانواده با نيّت تقرب به ساحت الهي تشويق مي­کرد و مردمان را از بي­همسري و تنها زيستن بيم مي­داد و مي­فرمود: «بيشتر دوزخيان بي­همسرانند».[1]

آن حضرت خود، خانه و خانواده­اي را بنيان نهاد که در نهايت پاکي و نورانيت، به جايگاه نزول وحي و فرودگاه و عروج­گاه بلند پايه ­ترين فرشتگان رحمت تبديل گشت.

از اين رو اصل بنيان نهادن خانه و خانواده ­اي الهي که در حد توان و ظرفيت خويش در ارتباط مداوم با عالم غيب و ملکوت عالم باشد، نخستين و برترين الگويي است که مي­توان از سيرة خانوادگي آن يگانة عالم هستي برگرفت.

2. اصل انتخاب بهترين همسر

پيامبر مهر و رأفت، بر دقت در انتخاب «همسر همدل و شايسته» فراوان تأکيد مي ­فرمود و از آن به عنوان «بهترين نعمت پس از ايمان به خداوند» و «بهترين گنجينة مرد» نام مي­برد:

آدمي پس از ايمان به خداوند، به چيزي برتر از همسر همدل دست نمي ­يابد.[2]

آيا شما را از بهترين گنجينة مرد آگاه نسازم؟! زني پارسا و شايسته... .[3]

مردي نزد پيامبر آمد و گفت: «همسري دارم که هرگاه وارد خانه مي ­شوم، به پيشوازم مي­آيد و چون بيرون مي آيم، مرا بدرقه مي­کند. هرگاه مرا غمگين مي ­يابد، به من مي­ گويد:"از چه رنج مي­ بري؟ اگر به خاطر درآمد است که کسي جز تو عهده­دار آن است و اگر به خاطر آخرت است که پروردگار بر اندوهت بيفزايد"». پيامبر فرمود: خداوند را کارگزاراني است که اين زن يکي از آن ­هاست. او نيمي از پاداش شهيد را دارد.[4]

3. اصل خدا محوري و عبادت در خانه و خانواده

رسول خدا (صلی الله علیه و آله) در متن خانه و خانواده، همواره به ياد خدا بود تا جايي که وقت خود را در خانه به 3 قسمت تقسيم مي‌کرد: بخشي ويژة نماز و مناجات با خداوند، بخشي براي خانواده و بخشي براي خود.[5]

پيامبر(صلی الله علیه و آله  با ارائة چهرة درستي از صفات خداوند در رفتار و گفتار خويش، او را محبوب دل اعضاي خانواده قرار مي‌داد: آفريدگار با مهربانان مهربان است. به آن­هايي که در زمينند رحم کنيد تا آن­که در آسمان است، به شما رحم کند.[6] خداوند شما خوب است و خوبي را دوست دارد؛ پاکيزه است و پاکيزگي را دوست دارد؛ بزرگوار است و بزرگواري را دوست دارد .[7]

از پروردگار خواستم که حساب امّتم را در رستاخيز به من واگذارد تا پيش امّت­هاي ديگر رسوا نشوند، اما آفريدگار والا بر من چنين وحي فرستاد:"اي محمد، خودم به حسابشان رسيدگي مي­کنم تا اگر لغزشي از آنان سرزده است، از تو نيز پوشيده دارم که حتي نزد تو رسوا نشوند".[8]

شيفتة نماز بود و در خانه با اشتياق تمام، انتظار وقت نماز را مي­کشيد.[9] در سخني به اباذر، شيفتگي ­اش به نماز را از شيفتگي انسان گرسنه به غذا و انسان تشنه به آب بيش­تر معرفي فرمود: گرسنه هرگاه بخورد، سير مي­ شود و تشنه هرگاه بنوشد، سيراب مي ­شود، اما من از نماز هيچ­گاه سير نمي ­شوم.[10]

نماز را نور چشم خود مي ­دانست و به هنگام فرارسيدن وقت نماز گويا هيچ­کس و هيچ­چيز ديگر را نمي شناخت. عايشه مي ­گويد: «حضرت با ما حرف مي ­زد و ما با او حرف مي ­زديم، اما چون هنگام نماز فرامي رسيد، گويا نه او ما را مي ­شناخت و نه ما وي را».[11]

دو رکعت نماز در دل شب براي او دوست ­داشتني­تر بود از دنيا و آنچه در آن است.[12] از اين رو نمازجماعت آن حضرت کوتاه ‌ترين و نماز فرادايش طولاني ­ترين نماز بود.[13] دو برابر نمازهاي واجب، نماز مستحبي مي خواند.[14]

بر سحرخيزي و اقامة نماز شب تأکيد مي ­ورزيد و همسران را تشويق مي ­فرمود تا يکديگر را در اين امر، يار و مددکار باشند: خداوند بيامرزد مردي را که نيمه شب برمي ­خيزد و نماز مي ­خواند و همسرش را نيز بيدار مي نمايد و اگر زنش برنمي ­خيزد، مهربانانه به صورتش آب مي ­پاشد؛ خداوند بيامرزد زني را که در دل شب برمي­ خيزد و نماز مي­ خواند و شوهرش را نيز بيدار مي­کند و اگر شوهرش برنمي­خيزد، مهربانانه به صورت او آب مي ‌پاشد.[15]

در خانه همواره به خدا پناه مي ­برد و خاکسارانه از او مي ­خواست که لحظه­اي او را به خود وانگذارد؛ چنانچه امام صادق(علیه السلام) در اين­باره ­فرمود: پيامبر شبي در خانة «اُمّ سلمه» بود. نيمه شب امّ سلمه ديد که حضرت در بستر نيست. به جست وجو برآمد. وي را در گوشه ­اي از خانه ديد که دستانش را به سوي آسمان گشوده است و مي گريد و مي‌گويد: «...آفريدگارا، هرگز لحظه­اي مرا به خود وامگذار!».

امّ سلمه گريان شد و برگشت. پيامبر متوجه گرية او شد و پرسيد: «امّ سلمه، چرا مي­گريي؟!» همسرش پاسخ داد: «پدر و مادرم فدايت باد، چرا نگريم؟ در حالي که تو در جايگاه والايي نزد خداوند هستي... و از وي مي­خواهي که تو را لحظه­ اي به خود وامگذارد». حضرت پاسخ داد: «اي اُمّ سلمه، چه کسي آيندة مرا تضمين مي­کند؟! پروردگار، برادرم "يونس‌بن‌متي" را لحظه­اي به خود واگذاشت و چنان شد که مي ‌داني».[16]

در طول روز، 70 مرتبه از خداوند طلب آمرزش و مغفرت مي­کرد و مي ­فرمود: چه خوب است آدمي گاهي با خود خلوت کند، گناهانش را به ياد آورد و از خداوند آمرزش بخواهد.[17]

4. اصل بهترين همسر بودن

آن حضرت با افتخار، خود را بهترين همسر براي خانوادة خويش برمي ­شمرد و فراوان مي ­فرمود: بهترين شما کساني هستند که براي زنان خويش بهترين شوهر باشند. و من از همة شما براي خانواده ­ام بهترم.[18]

در احوال آن حضرت نقل شده است که احدي از آن حضرت نسبت به خانوادة خويش مهربان ­تر، خوش اخلاق ­تر، پرمحبت ­تر و سخاوتمند تر نبود.[19]

5. اصل تربيت بهترين فرزندان

بر تربيت و ادب­آموزي فرزندان بر پاية کرامت و عزت تأکيد مي ­ورزيد و مي ­فرمود: فرزندانتان را عزت و کرامت بخشيد و به نيکي ايشان را ادب نماييد تا مورد رحمت و آمرزش الهي قرار گيريد.[20]

خود آن حضرت بر تربيت بهترين فرزند دختر، سرور دختران و زنان عالم، توفيق يافت؛ يگانه دختري که به تعبير قرآن وجود پاک و نوراني­اش سرچشمه خير و برکت بي­پايان (کوثر) براي عالميان گشته است.

همچنين آن حضرت، در زمان ناداري و ناتواني حضرت ابوطالب، فرزندش علي را به فرزندي پذيرفت و تحت تربيت و سرپرستي خويش قرار داد. فرزندي که از چشمه­سار اخلاق و تربيت نبوي به طور کامل سيراب گشت و امير اهل ايمان و مولاي يگانه­پرستان عالم گشت.

6. اصل همسر دادن فرزندان

پدران و مادران را از مجرد ماندن فرزندانشان بر حذر مي­داشت و بر اين آية نوراني فراوان تأکيد مي ­ورزيد: (بي ‌همسرانتان و بندگان و کنيزان صالح خود را همسر دهيد که اگر فقير باشند، خداوند ايشان از فضل خويش بي ‌نيازشان مي­کند).[21]

روزي بر فراز منبر رفت و پس از ستايش خداوند دربارة «ضرورت ازدواج بهنگام دختران» فرمود: اي مردم، جبرئيل از سوي خداوند لطيف آگاه نزدم آمد و گفت: «دختران بسان ميوه­ها بر درختند. اگر  ميوه­اي پخته و رسيده شود و آن را نچينند، آفتاب آن را تباه مي ­سازد و باد آن را مي ­پراکند. هم­چنين اگر دختران به سنّي رسيدند که آن­چه را زنان [از مسائل جنسي] مي ­فهمند، دريابند، دارويي جز ازدواج براي آنان نيست. در غير اين صورت، از فاسد شدن آنان در امان نباشيد؛ چرا که آن­ ها انسانند [و در معرض لغزش و تباهي]».[22]

دربارة ارزش و فضيلت شوهر دادن دختران فرمود: کسي که سه دختر داشته باشد، ...آنان را تربيت کند، شوهر دهد و با آنان به نيکي رفتار نمايد، پاداش وي بهشت است.[23]

پسران و مردان را از تنها ماندن برحذر مي ­داشت و مي­ فرمود: «بيش ­تر دوزخيان بي­ همسرانند».[24]

7. اصل مديريت زمان در خانه

رسول خدا (صلی الله علیه و آله) چون به خانه مي­آمد، وقت خود را به سه قسمت تقسيم مي­کرد: بخشي براي خدا (و راز و نياز و مناجات با او)، بخشي براي خانواده و بخشي براي خود.

آن ساعت را که به خود اختصاص داده بود، بين خود و مردم تقسيم مي­کرد. ابتدا اصحاب خاص خويش را به حضور مي ­پذيرفت و بعد هم با عموم مردم ملاقات داشت. در نتيجه آن ساعت هم که ويژة خود آن بزرگوار بود، در اختيار اصحاب و يارانش قرار مي­گرفت.[25]

8. اصل کمک در کارهاي خانه

آن حضرت در خدمت کارهاي خانه بود. در تکه­تکه کردن گوشت با اهل خانه همکاري مي­کرد.[26] کارهاي خود را در خانه به ديگر اعضاي خانواده نمي ­سپرد و چه ­بسا خود براي خوردن و آشاميدن بر مي­ خاست.[27]

درِ خانه را خود باز مي­کرد. گوسفندان را نيز مي­ دوشيد.[28] بيش ­تر دوخت و دوز مي ­کرد.[29]

خدمت در خانه را صدقه به شمار مي­ آورد[30] و فضيلت و ثوابي شگفت براي آن بيان مي ­فرمود: اي علي، کسي که در خدمت خانواده ­اش در منزل باشد و خود خواهي نورزد، آفريدگار نامش را در ديوان شهيدان مي ­نگارد... و به تعداد موهاي اندامش يک سال عبادت برايش محسوب مي نمايد.[31]

اي علي، خدمت به همسر در خانه، کفارة گناهان بزرگ مرد است و خشم پروردگار را فرو مي‌ نشاند.[32]

9. اصل جمع­گرايي در خانواده

پيامبر اعظم (صلی الله علیه و آله) در سيرة خانوادگي خويش بر جمع­گرايي و هم­گرايي بين اعضاي خانواده تأکيد مي ­ورزيد: نماز و عبادت به جماعت، صرف  غذا به صورت دسته جمعي، مسافرت به صورت خانوادگي، و... .

آن حضرت از تنها سفر کردن خوشش نمي­آمد و هرگاه مي­خواست به سفر رود،  ميان همسرانش قرعه مي زد و نام هر که در مي­آمد، او را با خود به سفر مي­برد.[33] مي ­فرمود: اي علي، تنهايي به مسافرت مرو! همانا شيطان با انسان تنهاست و از دو نفر دورتر.[34]

پيامبر اعظم (صلی الله علیه و آله) تا جايي که امکان داشت، تنها غذا ميل نمي­کرد[35] و همواره مي ­فرمود: دسته­جمعي غذا بخوريد، پراکنده نشويد [و تنهاخوري نکنيد]؛ چراکه برکت با جماعت است.[36]

در خوردن غذا به صورت دسته ­جمعي، علاوه بر تغذية جسماني، تغذية عاطفي و تحکيم پيوند هاي مبارک خانوادگي و ديدارهاي صميمانة مداوم، تمرين و تکرار مي­شود.

به همين دليل در «فرآيند تربيت مهدوي» و با «اسوه ­پذيري از سيرة نبوي» توصيه مي ­شود که تمام اعضاي خانواده در طول شبانه­ روز حداقل يک وعدة غذايي را به صورت دسته ­جمعي تناول نمايند.

همسر حضرت امام; در خاطرات خود مي­گويد:«تا من نمي­آمدم، امام خوردن غذا را شروع نمي­کردند و به بچه­ها هم سر سفره مي­فرمودند:"صبر کنيد تا خانم بيايد!"»[37]

10. اصل فدا کردن دار و ندار خانواده در راه خدا

آن حضرت به همراه همسر وفادارش خديجه تمام مکنت و ثروت، آبرو و شهرت، جواني و سلامت... و تمام دار و ندار خانواده را در راه خدا و اعتلاي قرآن و اسلام فدا نمود.

-----------------------------------------

پی نوشت ها:

[1]. رسول‌الله (ص): «أكثَرُ أهلِ النّارِ العُزّابُ» محدث­نوري، مستدرک­الوسائل، ج8، ص281.

[2]. محدث نوري، مستدرك الوسائل، ج14، ص162.

[3]. رسول الله (ص) «ألا اُخبِرَکَ بِخَيرِ ما يکنِزُ المَرءُ؟ المَرأةُ الصّالِحَةُ...» همان، ص171.

[4]. حاکم نيشابوري، المستدرک، ج4، ص61.

[5]. شيخ صدوق، عيون اخبار الرّضا، ج2، ص283.

[6]. علامه مجلسي، بحارالانوار، ج74، ص167.

[7]. ترمذي، السنن، ج4، ص369.

[8]. متقي هندي، کنزالعمّال، ج14، ص369.

[9]. علامه طباطبايي، محمدحسين، سنن النبي، ص268.

[10]. همان، ص304.

[11]. عَن عائشَةَ: «كان رَسولُ اللهِ(ص) يُحَدِّثُنا، وَنُحَدِّثُهُ فَإِذا حَضَرَتِ الصَّلاةُ فَكَأنَّهُ لَم يَعرِفنا، وَلَم نَعرِفه» محدث نوري، مستدرك الوسائل، ج4، ص100.

[12]. مسند احمد، ج5، ص218.

[13]. شيخ صدوق، معاني الاخبار، ص344.

[14]. شيخ صدوق، علل الشرايع، ج2، ص363.

[15]. ابن ابي­جمهور، عوالي اللّئالي، ج1، ص254.

[16]. علامه مجلسي، بحارالانوار، ج16، ص217ـ 218. 

[17]. متقي هندي، کنزالعمّال، ج4، ص213.

[18]. شيخ صدوق، من لا يحضره الفقيه، ج3، ص443؛ ابن ماجه، السنن، ج1، ص636.

[19]. مسلم نيشابوري، صحيح مسلم، ج7، ص76.

[20]. محدث نوري، مستدرک الوسائل، ج15، ص168.

[21]. (وَ أنکِحُوا الأيامي مِنكُم وَ الصّالِحينَ مِن عِبادِکُم وَ إِمائِکُم إِن يکُونُوا فُقَراءَ يغنِهُمُ اللهُ مِن فَضلِهِ...) نور (24)، 32.

[22]. شيخ صدوق، علل الشرائع، ج2، ص578؛ مجلسي، بحارالانوار، ج16، ص223.

[23]. «مَن عالَ ثَلاثَ بَناتٍ... وَجَبَتْ له الجنّةُ» كليني، اصول كافي، ج6، ص6، ح10؛ مجلسي، بحارالانوار، ج101، ص92، ح12.

[24]. رسول الله(ص): «أكثَرُ أهلِ النّارِ العُزّابُ» شيخ صدوق، من لا يحضره الفقيه، ج3، ص384، ح4349؛ شيخ حرّ عاملي، وسائل الشيعه، ج20، ص20، ح24919.

[25]. شيخ صدوق، عيون اخبار الرّضا، ج2، ص283.

[26]. ترمذي، السنن، ج4، ص66.

[27]. علامه طباطبايي، محمدحسين، سنن النبي، ص173.

[28]. کليني، کافي، ج4، ص90.

[29]. سيوطي،جلال الدين، جامع الصغير، ج2، ص387.

[30]. متقي هندي، کنزالعمّال، ج16، ص408.

[31]. علامه مجلسي، بحارالانوار، ج101، ص132.

[32]. همان.

[33]. بخاري، صحيح بخاري، ج3، ص135.

[34]. کليني، اصول کافي، ج8، ص303.

[35]. «کان رسولُ‌الله(ص) لا يأکُلُ وَحدَهُ ما يمکنُهُ» علامه طباطبايي، سنن النّبي، ج1، ص50.

[36]. پيامبر اعظم (ص): «کُلُوا جَميعاً وَ لا تَفَرَّقُوا فَإِنَّ البَرَکَةَ مَعَ الجَماعَةِ» مجلسي، بحارالانوار، ج59، ص291.

[37]. رحيميان، پا به پاي آفتاب، ج1، ص50.



منبع : خانواده و تربیت مهدوی،ص139،آقاتهرانی وحیدری کاشانی

پیامبر أعظم

7 بهمن 1391
تعداد بازدید:  1838 مرتبه

نظرات کاربران

این مطلب فاقد نظر می باشد.

  • آخرين عناوين

  • پربازديدها

  • آرشيو

بازدید امروز:1656

بازدید دیروز: 920

بازدید کل: 7858220

حقوق این وبسایت محفوظ بوده و متعلق به مجمع طلاب و فضلای شهرستان تکاب می باشد.