بعد تربيتى نماز

نماز از لحاظ مختلف فردى و اجتماعى، سياسى و اقتصادى، عبادى و انضباطى، جسمانى و روحانى، اخلاقى و عرفانى، قابل مطالعه است.
نماز فراگيرترين عبادت و زيباترين نيايش و روح بخش ترين پرستش و معراج مؤمن است: «الصَّلوةُ مِعْراجُ المُؤمِنِ» و پيامبر اكرم صلى الله عليه وآله آن را ستون استوار دين خوانده كه ارزش و قبولى ساير عبادت ها بدان وابسته است[1] و در هيچ حال از مكلف ساقط نمى گردد: «لاتَسْقُطُ بِحال».
 
 
نماز از لحاظ مختلف فردى و اجتماعى، سياسى و اقتصادى، عبادى و انضباطى، جسمانى و روحانى، اخلاقى و عرفانى، قابل مطالعه است. در اين جا بُعدِ تربيتى و اخلاقى آن به صورت گذرا مورد توجه قرار مى گيرد.
 
بُعدِ عملى و تربيتى نماز از جهات گوناگون قابل مطالعه است: از مقدمات آن: «غسل، وضو، طهارت بدن و لباس و غصبى نبودن مكان و لباس، وقت شناسى، قبله شناسى و...» و نقشى كه هريك از اين ها در پرورش جسم و روح و طهارت و تقوا و نظم و انضباط و اخلاق فردى و اجتماعى دارد گرفته تا اركان و مقارنات و واجبات و مستحبات، چون قيام و قعود و سجود و ركوع و قرائت و اذكار و تحميد و تنزيه و مفاهيم بلند عرفانى كه هريك از اين ها دربردارد و اثر معنوى و روحانى كه هريك از عناصر اصلى يا مقدماتى نماز، واجب يا مستحب به روح مى بخشد و معارفى كه تعليم مى دهد، هريك رمزى است عميق در تعالى و تكامل و تهذيب و تربيت نفس و پاك سازى آن از شرك و ريا و غرور و تكبر و خودپرستى و بى تقوايى و رذايل ديگر اخلاقى كه در آيات و روايات از آن سخن به ميان آمده است.
 
 
نمازِ كامل و سازنده آن نمازى است كه علاوه بر آداب و احكام ظاهريه و احراز «شرايط صحت»، با آداب باطنيه يعنى: «شرايط قبول» همچون: خلوص، حضور قلب، خشوع، توجه و صفاى نفس و دورى از آلودگى هاى درونى و اخلاقى چون كبر، عجب، حسد، كينه و نفاق و بى تقوايى ـ كه در عرض شرايط صحت قرار دارند ـ ، توأم باشد تا تيرگى ها را به طور كامل از روح نمازگزار بزدايد و معراج مؤمن باشد و در سير صعودى و قرب و نزديكى به خدا وى را يارى رساند.
 
 
قرآن كريم با اشاره به فلسفه نماز و نقش بازدارندگى آن در يك عبارت جامع مى گويد: «...اِنَّ الصَّلوةَ تَنْهَى عَنِ الفَحْشاءِ وَ المُنْكَرِ وَ لَذِكْرُاللهِ أكْبَرُ...».[2]
 
 
بنا به مفاد اين آيه: نماز مانع از زشتى ها و بازدارنده از منكرات است اما آن چه روح و مفهوم نماز است همانا ذكر خدا است، كه بدون آن نماز قالبى تهى از حقيقت خواهد بود و بر نمازگذار است كه روح و معناى ذكر را در نماز تحقق بخشد و آن را به طور كامل و با شرايط صورى و معنوى و توجه و اخلاص بپا دارد تا رهنمونگر او به مقام قرب حق باشد.
 
 
على عليه السلام با اشاره به اين مطلب مى فرمايد: «اَلصَّلوةُ قُرْبانُ كُلِّ تَقِّى»[3]  نماز وسيله تقرب پرهيزكاران است. همچنين با اشاره به نقش آن در تزكيه نفس مى فرمايد: «وَالصَّلوةَ تَنْزيهاً عَنِ الكِبْرِ» [4] خداوند نماز را عامل پاك سازى شما از كبر و نخوت قرار داد.
 
 
پيامبر اكرم صلى الله عليه وآله نماز را به چشمه آب گرمى تشبيه فرموده كه در كنار خانه كسى باشد كه هر شب و روز پنج بار در آن به شستشو پردازد و آلودگى ها را از تن بزدايد.[5] بدين سان نماز تنها وسيله اى است در امر تزكيه و تهذيب كه انسان شب و روز با آن سروكار دارد و مادام العمر براى حسن انجام آن به عنوان بهترين عبادت تلاش مى كند و مراقبت هاى مستمر و مداوم مكلف هريك عاملى در تهذيب و تقوا و تزكيه نفس اوست.
 
رابطه نماز و اخلاق
 
نماز از يك سو عامل تزكيه و تهذيب و دستيابى به روح تقوا و فضايل اخلاقى است و از سوى ديگر تأثير و قبول واقعى نماز منوط به تقوا مى باشد و تقوا مكمل تأثير نماز است. بدين سان «نماز و تقوا» داراى ارتباطى تنگاتنگ و تأثيرى متقابل اند[6]
 
 
امام صادق عليه السلام نقش نماز در پيش گيرى از گناه را اين گونه بيان مى فرمايد:
 
 
نماز مانع بازدارنده اى است كه خداوند در زمين برقرار ساخته است و هركس مى خواهد بداند چه مقدار از منفعت نماز بهره مند است، بنگرد كه آيا نماز او را از اعمال زشت و منكر بازمى دارد يا نه؟ پس به همان مقدار كه دامن از گناه برچيد، از نماز، بهره برده است:
 
 
 
«اِعْلَمْ أَنّ الصَّلوةَ حُجْزَةُ اللهِ فِى الاَْرْضِ فَمَنْ اَحَبَّ اَنْ يَعْلَمَ مايُدْرِكُ مِنْ نَفْعِ صَلواتِهِ فَلْيَنْظُرْ فَاِنْ كانَتْ صَلوتُهُ حَجَزَتْهُ عَنِ الفَواحِشِ وَ المُنكَرِ فَاِنَّما اَدْرَكَ مِنْ نَفْعِها بِقَدْرِ مَا احَتَجَزَ.»[7]
 
 
البته تأثير نماز بر نمازگزاران از لحاظ حالات و مراتب توجه و خلوص و تقوا و ذكر قلبى و شرايط ديگر آن ها يكسان نيست، اما در هرحال آن كس كه نماز بگذارد از خصلت بازدارندگى آن، دير يا زود، كم و بيش، بى بهره نخواهد ماند و لذا در هر شرايطى در امر نماز نبايد قصور و كاهلى ورزيد و يا از تأثير آن نوميد شد كه قصور در امر نماز موجب كفر و عصيان و ديگر پليدى ها است.
 
 
در روايات آمده: «جوانى از انصار پشت سر پيامبرصلى الله عليه وآله نماز مى خواند و در عين حال به اعمال زشت دست مى زد، درباره آن جوان با پيامبر صحبت شد، حضرت فرمود: بالاخره روزى نمازش او را باز خواهد داشت.»
 
 
در روايت ديگر است كه خدمت پيامبر عرض كردند: فلان كس روزها نماز مى خواند و شب ها دزدى مى كند، حضرت فرمود: «بالاخره روزى نماز او را از گناه رادع مى شود: «اِنَّ صَلواتَهُ لَتَرْدَعُهُ يَوْماً ما».[8]
 
 
حضرت امام نقش عبادت در تزكيه نفس و تأثير متقابل درون و برون انسان بر يكديگر را اين گونه بيان مى كنند:
 
«يكى از فوايدِ مهم عبادت كه عقل و نقل بر آن اتفاق دارند و بايد آن را يكى از اسرار عبادت به شمار آورد آن است كه از هر عبادتى در قلب اثرى حاصل شود كه از آن در روايات به زيادت يا توسعه «نكته بيضاء» تعبير شده است. و ببايد دانست كه مابين ظاهر و باطن و سر و علن انسانى يك ارتباط و علاقه طبيعى است كه آثار هريك و افعال و حركات هريك را در ديگرى سرايتى عظيم و تأثيرى غريب است و اين مطلب علاوه بر آن كه برهانى است، وجدان و عيان هم شاهد بر آن است. چنان چه حالات صحت و مرض بدن و عوارض مزاجيه و حالات داخليه و خارجيه بدن بر روح و باطن مؤثر است و به عكس حالات خلقيه و روحيه و ملكات نفسانيه در حركات و سكنات و افعال بدنيه طبعاً و من غيررويّة مؤثر است.»[9]
 
 
پی نوشت ها:
[1] مثل الصلوة كمثل عمود الفسطاط، (من لايحضره الفقيه ، ج 1، ص 136).و قال الصادق(عليه السلام) : اوّل مايحاسب به العبد الصلوة فاذا قبلت قبل منه ساير عمله و اذا ردّت عليه ردّ عليه ساير عمله. «همان ، ص 134».
 
[2] سوره عنكبوت، آيه 45.
 
[3] نهج البلاغه ، حكمت 136، ص 386.
 
[4] همان ، حكمت 252، ص 402.
 
[5] همان ، خطبه 199 به ويژگى هاى آب گرم و خصوصيات چشمه توجه شود.
 
[6] البته اين ارتباط و تأثير متقابل را در كل برنامه هاى عبادى و تربيتى و اجتماعى و... اسلام مى توان به نحوى مشاهده كرد.
 
[7] بحارالانوار ، ج 78، ص 199.
 
[8] بحارالانوار ، ج 82، ص 198.
 
[9] سرالصلوة ، صص 53 - 52.
 
به قلم: محمد حسن رحيميان ، محمد تقي رهبر
27 خرداد 1394
تعداد بازدید:  1431 مرتبه

نظرات کاربران

این مطلب فاقد نظر می باشد.

  • آخرين عناوين

  • پربازديدها

  • آرشيو

بازدید امروز:2051

بازدید دیروز: 2112

بازدید کل: 7922495

حقوق این وبسایت محفوظ بوده و متعلق به مجمع طلاب و فضلای شهرستان تکاب می باشد.