به سر می پرورانم من هوای حضرت باقر

مبارک باد حلول خورشید مخزن الاسرار توحید و شکافنده معماهاى وجود.

به سر می‏ پرورانم من هوای حضرت باقر
به دل باشد مرا شوق لقای حضرت باقر
ز عشقش جان من بر لب رسیده کس نمی‏ داند
که نبود چاره ساز من سوای حضرت باقر
بگوشم هاتف غیبی سرود این نکته را دیشب
که باشد رخش دانش زیر پای حضرت باقر
چنان بگرفته علمش آفاق را یک سر
که پیچیده در این عالم صدای حضرت باقر
پیمبر گفت با جابر که خواهی دید باقر را
سلام از من رسان آنکه برای حضرت باقر
سوالاتی که از وی کرده دانشمند نصرانی
جوابش را شنید از گفته‏ های حضرت باقر
مسلمان گشت راهب ناگهان در محضر آن شه
منور شد دل او از ولای حضرت باقر
شد آسان وضع حمل گرگ وحشی بیابانی
به روی قله ی کوه از دعای حضرت باقر
بر ستاخیز اگر خواهی نجات از گرمی محشر
برو در سایه ظل همای حضرت باقر
فرد عاجز بود ز اوصاف بی پایان آن سرور
کمیت لفظ لنگ است از ثنای حضرت باقر
جلال و شأن و قدر آن امام پاک بازان را
نمی‏ داند کسی غیر از خدای حضرت باقر
(رضائی) ایستاده بر در دولتسرای او
چو سائل منتظر بهر عطای حضرت باقر
 
 
منبع : وبلاگ حیات المکتب الباقر
21 اردیبهشت 1392
تعداد بازدید:  1674 مرتبه

نظرات کاربران

این مطلب فاقد نظر می باشد.

  • آخرين عناوين

  • پربازديدها

  • آرشيو

بازدید امروز:3114

بازدید دیروز: 1804

بازدید کل: 7172685

حقوق این وبسایت محفوظ بوده و متعلق به مجمع طلاب و فضلای شهرستان تکاب می باشد.