یادداشت‌‌هایی از پیاده‌روی اربعین در کربلا

گزارشی از پیاده‌روی اربعین در کربلا توسط حجت الاسلام محبوبی
اینجانب "احمد محبوبی" به اتفاق آقایان "محمد (بابک) بابازاده" و "نادر بابازاده" در پیاده‏روی اربعین امسال در کربلا حضور یافتیم. آقایان بابازاده پسرعمو هستند.
 
 
برنامه کلی مسافرت ما اینگونه بود: در تاریخ ششم آذرماه روز جمعه از قم حرکت کردیم، شب شنبه به مهران رسیدیم و شب را در حسینیه بعثت رسول اکرم(ص) مهران بیتوته کردیم. روز شنبه بعد از عبور از مرز ساعت 11 صبح به طرف کربلا حرکت کردیم. یکشنبه در کربلا بودیم و صبح دوشنبه به طرف کاظمین رفتیم؛ ساعت 3 بعد از ظهر بود که به کاظمین رسیدیم و بعد از زیارت امام موسی کاظم(ع) و امام جواد(ع) به طرف نجف به راه افتادیم. شب سه‏شنبه به مسجد کوفه رسیدیم؛ بعد از مسجد کوفه به نجف رفتیم و پس از زیارت مرقد حضرت علی(ع) مجدداً پیاده به سمت کربلا حرکت نمودیم. در نهایت صبح پنج‌شنبه دوازدهم آذر به طرف مهران حرکت نمودیم و شب جمعه ساعت 12:30 از طریق مرز مهران به ایران رسیدیم.
 
 
01.jpg
(در مهران قبل از حرکت به کربلا در حسینیه بعثت رسول اکرم(ص) بیتوته کردیم.)
 
1 ـ در بدو ورود به عراق چیزی که توجه مرا جلب کرد این بود که در تابلویی که بر یکی از تیربرق‌ها نصب شده بود، در زیر تصویر پرچم عراق و ایران نوشته بودند: «حبُّ الحسینِ یَجمعنا» محبت امام حسین(ع) ما را در کنار هم قرار داده است. پیاده‌روی اربعین فرصت مناسبی است تا شیعیان و محبان اهل بیت(ع) با یکدیگر آشنا شده، وحدت و همبستگی ایجاد شده، احیاناً سوء تفاهمات و سوء برداشت‌ها برطرف گردد و در جریان مشکلات همدیگر باشند. آینده، آثار و برکات این رفت و آمدها و ارتباط بین شیعیان را نشان خواهد داد. برای نمونه: ما با ترکمن‌های شمال عراق که به خاطر تهاجم داعش به بغداد، نجف و کربلا آمده بودند صحبت کردیم، با ترک‌هایی که از کشور ترکیه آمده بودند هم‌کلام شدیم، با دو نفر از کردهای شیعه خانقین که برای پیاده‌روی اربعین آمده بودند آشنا شدیم و در موارد بسیاری با عراقی‌ها گفتگو می‌کردیم. حتی شماره موبایل و آدرس ایمیل را به همدیگر می‌دادیم تا با هم در ارتباط باشیم. 
 
 
2 ـ به تیرهای چراغ برق که در طول مسیر نجف تا کربلا نصب شده و شماره روی آن درج گردیده به عربی "عمود" می‌گویند. فاصله هر عمود تا عمود بعدی 50 متر است. طول مسیر پیاده‌روی تقریبا 82 کیلومتر می‌باشد و زمان پیاده‌روی بسته به توانایی زوّار از دو تا پنج روز طول می‌کشد. پیاده‌روی از خیابان شارع الرسولِ نجف آغاز می‌گردد و عمود 182 نشانه پایان یافتن شهر نجف است. بعد از عمود 182، با دیدن عمود شماره 1 وارد جاده کربلا به نجف می‌شویم و تا حرم حضرت عباس(ع) 1452 عمود وجود دارد. اکثر زائران پس از نماز صبح تا چهار یا پنج عصر به سوی کربلا پیاده‌روی می‌کنند.
 
 
3 ـ در جاده‌های منتهی به کربلا در بین راه و داخل شهرها، موکب‌های زیادی شبانه‌روز فعالیت کرده و از میهمانان پذیرایی می‌کردند. موکب‌ها نوعاً بزرگ بودند و اسباب استراحت و بیتوته در آنها وجود داشت و هر چقدر به کربلا نزدیک می‌شدیم تعداد موکب‌ها بیشتر و بیشتر می‌شدند. البته در بین راه نجف تا کربلا موکب‌ها فراوان بودند. شاید بیش از  90 درصد موکب‌ها متعلق به عراقی‌ها بود و بقیه از کشورهای دیگر بودند. در موکب‌ها غیر از صبحانه، ناهار و شام؛ آب، کیک، خرما، میوه، چای، شیر و آبمیوه به زائران می‌دادند و با اصرار دست زائران را می‌گرفتند تا به موکب آنها برویم. جالب اینکه؛ زمانی که از کاظمین به نجف می‌رفتیم در شهر حلّه به زوّار سیگار می‌دادند، راننده و فرد میانسالی که پیش ما بود سیگارها را گرفته و دود کردند.
 
02.jpg
(در کربلا؛ نفر وسط،  شخصی به نام مجتبی  از اهالی بصره  است و فارسی را خیلی روان صحبت می‌کرد.)
 
4 ـ در بین راه، چندین موکب از طرف هلال احمر ایران و عراق دایر شده بود و به کسانی که احیاناً به مداوا نیاز داشتند، به صورت رایگان خدمت‌رسانی می‌کردند.
 
5 ـ موکب‌ها یا به صورت ساختمان و یا اکثراً چادر بودند و در تمامی ساعات صلواتی از زائران پذیرائی می‌کردند. موکب‌ها ده روز مانده به اربعین فعالیت خود را آغاز می‌کردند و به خاطر اینکه در روز اربعین خود را به کربلا برسانند عصر روز قبل از اربعین، آرام آرام موکب‌ها را جمع می‌کردند. در اوقات نماز آنگونه که مشاهده کردم زوّار نمازها را بیشتر به صورت انفرادی و کمتر به جماعت می‌خواندند. 
 
 
6 ـ در ایام اربعین امسال، بر طبق آماری که ارائه شد 26 میلیون نفر به زیارت مرقد امام حسین(ع) از عراق و سایر کشورها مشرف شده و اکثر این افراد در پیاده‌روی بین نجف و کربلا شرکت می‌کنند. با محاسبه هزاران موکبی که از این تعداد پذیرائی می‌کنند بخواهیم یا نخواهیم زباله تولید خواهد شد. در برخی مکان‌ها زباله‌ها روی هم انباشته می‌شد و احیاناً بوی تعفن به مشام می‌رسید. از دیدگاه نگارنده به تعداد عمودهایی که در بین راه نجف و کربلا وجود دارد باید سطل زباله بزرگ وجود داشته باشد و هر روز این زباله‌ها تخلیه گردد.  
 
 
7 ـ زمانی که از کربلا به کاظمین می‌رفتیم صبحانه را در یکی از موکب‌های بین راه خوردیم. از فردی که در این موکب بود سوالی پرسیدیم که از قضا زبان فارسی را بلد بود. وی در مورد نحوه اداره مالی موکب‌ها می‌گفت: "ما (اعضای موکب) صد نفر هستیم، صندوقی داریم و هرکدام از ما ماهانه مبلغ معینی به این صندوق واریز می‌کنیم. اربعین که می‌شود، در این موکب تمام آن مبالغ را برای پذیرایی از زوّار خرج می‌کنیم." آن مبلغی را که گفته بود به پول ایران محاسبه کردیم که تقریبا برای هر نفر یک میلیون و دویست هزار تومان می‌شد. از ما پرسید که آیا شما هم در اربعین اینچنین مراسمی دارید؟ ما هم جواب دادیم که این سنتی ریشه‌دار در عراق است و در ایران جا نیفتاده است و ایرانی‌ها در دهه اول محرم چنین برنامه‌ای دارند. او گفت: "من عاشورای یک سال در ایران بودم؛ در ایران شربت و چای و خرما می‌دهند و مثل عراق، ناهار و شام نمی‌دهند." روی میز، پنیر کوچکی بود پنیر را برداشت، آن را به من نشان داد و گفت: "ما معتقدیم اگر این را در راه امام حسین(ع) خرج کنیم ایشان ده برابر آن را به ما بر می‌گرداند."
 
 
8 ـ برخورد عراقی‌ها‌ با ما خیلی خوب و مهربانانه بود؛ صدام را لعن می‌کردند که در برهه‌ای از زمان بین ایران و عراق جنگ و خصومت به راه انداخت. می‌گفتند: صدام از یزید هم بدتر بود. از کربلا که به کاظمین می‌رفتیم در کنار یکی از موکب‌ها برای استراحت ایستادیم. ریش‌سفیدانی که شاید چند نفر از آنها به جای پدربزرگ ما بودند، به گرمی از ما استقبال کردند. جالب اینکه یکی از این افراد در جنگ تحمیلی در ایران اسیر بود، با اینکه در ایران اسیر بود دیدگاهش نسبت به ایران خیلی خوب بود و به ما ابراز محبت می‌کرد. آنها اصرار می‌کردند که شب را در خانه‌هایشان میهمان باشیم. ما که نمی‌توانستیم معطل شویم عذرخواهی کرده و به طرف کاظمین حرکت کردیم. همین‌که می‌خواستیم راه بیفتیم یکی از این افراد پیش آقای محمد(بابک) بابازاده آمد و آهسته گفت: "اگر پولی لازم دارید تعارف نکنید." ما هم از محبت‌های آنها تشکر کرده و به راه خود ادامه دادیم. 
03.jpg
 
(در راه کاظمین؛ شخصی که چفیه عربی بر سر دارد و پشت به تصویر است در جنگ تحمیلی از اسرای عراقی در ایران بود.)
 
9 ـ بین راه کربلا و نجف در منطقه حیدریه، شب سه‌شنبه میهمان شخصی به نام "ابوعلی" بودیم. ظاهرِ ابوعلی نشان می‌داد که سن او بالای 60 سال باشد و او در کنار خانه خود مهمانسرای بزرگی (به عربی مضیف) داشت. اکثر میهمانان عرب بودند و ما سه نفر به علاوه فردی از اهالی مهران، ایرانی بودیم. همین که کوله‌پشتی‌های خود را داخل مهمانسرا گذاشتیم و می‌خواستیم برای نماز وضو بگیریم دو کودک از اهالی آن روستا که 10 یا 12 ساله بودند به من گفتند: جورابت را بده تا آن را بشوییم؛ اما من امتناع کردم و جورابم را ندادم، لکن دیدم آنها جوراب چند نفر از میهمانان را شسته و روی طنابی که در حیاط بود، پهن کرده‌اند. ابوعلی می‌گفت: "در زمان صدام که پیاده‌‌روی در اربعین ممنوع بود و برخی از زوّار، شب‌ها از نخلستان‌ها به صورت مخفیانه پیاده‌روی می‌کردند یک‌بار من به آنها چای و غذا بردم، به همین خاطر بعثی‌ها مرا دستیگر کردند و شش ماه با شکنجه در انفرادی بودم." یا می‌گفت: "در ایام اربعین به بهانه جشن تولد صدام، مرتب از رسانه‌ها، رقص و پایکوبی پخش می‌شد و به اینکه شیعیان در عزای امام حسین(ع) محزونند، اعتنایی نمی‌کردند."
 
04.jpg
(ابوعلی در این تصویر نفر وسط می‌باشد)
10 ـ در عراق ماشین‌های لوکس زیاد بود آقای نادر بابازاده تعجب می‌کرد از اینکه فلان ماشین گرانقیمت که در ایران ارزش آن بالای صد و پنجاه یا دویست میلیون است، از آن در عراق به عنوان تاکسی استفاده می‌شود. عراقی‌ها از خودروهای ایرانی، سمند را بیشتر می‌پسندیدند و در آنجا پراید به "سایبا" شهرت داشت. می‌گفتند: پراید در داخل شهر ماشین خوبی است. قیمت پراید را در عراق پرسیدیم و با پول ایران محاسبه کردیم، دیدیم که با قیمت آن در داخل ایران تفاوتی ندارد و ظاهراً اینکه شایع شده پراید را در عراق چهار یا پنج میلیون می‌فروشند، صحت ندارد. یک نفر از عراقی‌ها می‌گفت: در عراق گواهینامه الزامی نیست و رانندگان خودرو خود را بیمه نمی‌کنند یعنی شرکت بیمه‌ای وجود ندارد. کاظمین در کنار بغداد است به کاظمین که می‌رفتیم مثلاً بغداد پایتخت عراق است ولی تابلوهایی که مشخص کند چند کیلومتر به بغداد مانده، اصلاً وجود نداشت. در کل؛ علائم راهنمایی و رانندگی در عراق کم بود. بنزین در عراق با پول ایران، هزار و ششصد تومان بود و برخلاف کشور مرتجع عربستان، زنان اجازه رانندگی داشتند.
 
05.jpg
(نزدیک حرم کاظمین؛ عکس یادگاری با نیروهای امنیتی عراق)
 
11 ـ آنگونه که با تعدادی از عراقی‌ها صحبت کردیم خانواده‌های عراقی فرزندان زیادی دارند، سایز خانه‌هایشان بزرگ است، تعدد زوجات در بین آنها رایج است و منع قانونی ندارد. زمانی که به آنها می‌گفتیم در ایران برخی خانواده‌ها تک‌فرزند هستند و نهایتاً به دو یا سه فرزند اکتفا می‌کنند، تعجب می‌کردند و علت این امر را جویا می‌شدند. می‌گفتند که جوانان عراقی به خاطر فراوانی آب، فرصت‌های شغلی مناسبی دارند و کمتر به کشورهای دیگر مهاجرت می‌کنند.
 
 
12 ـ در کربلا، نجف و کاظمین به نسبت جمعیتی که در این مکان‌های زیارتی جمع شده بودند افراد کمتری دیدم که تکدّی و یا گدایی کنند. قاعدتاً پیاده‌روی اربعین فرصت مناسبی برای اینگونه افراد است ولی تعدادشان کم بود، اما در معابر و خیابان‌ها دست‌فروش‌ها و کسانی که بساط پهن کرده بودند، حضور چشمگیری داشتند.
 
 
13 ـ تصاویری از امام خمینی(ره)، مقام معظم رهبری، آیت الله سیستانی، حکیمی‌ها، ... و در کل رهبران مذهبی چه آنهایی که در قید حیات هستند و چه آنهایی که دار فانی را وداع گفته‌اند، همچنین تصاویر شهدای ارتش و مخصوصاً نیروهای مردمی عراق که در درگیری با داعش به درجه رفیع شهادت نائل شده بودند، در موکب‌ها و عمودهای بین راه نجف و کربلا و جاهای مختلف نصب شده بود، ولی به فراوانی تصاویر صدری‌ها مخصوصاً مقتدی صدر نبودند؛ هر جا که سرمان را بر می‌گرداندیم عکسی از مقتدی صدر بود. ظاهراً عراقی‌ها به تصاویر منسوب به ائمه(ع) ـ به ویژه تصاویر حضرت علی(ع)، امام حسین(ع)، حضرت ابوالفضل(ع) و حضرت علی اکبر(ع) ـ علاقه زیادی دارند و کمتر موکبی بود که در آنها این تصاویر یافت نشود.
 
 
14 ـ در مورد وضعیت خاورمیانه که با چند نفر از عراقی‌ها گفتگو کردیم همگی از عربستان، قطر و ترکیه متنفر بودند و این سه کشور به ویژه عربستان را حامی داعش معرفی می‌کردند. از شخصیت‌های ایرانی مقام معظم رهبری و سردار قاسم سلیمانی را تمجید کرده و از قاسم سلیمانی با القاب "قهرمان" و "شجاع" یاد می‌کردند.
 
 
15 ـ در پایان از ملت و دولت عراق تشکر و قدردانی می‌نمایم که میزبانی چند میلیون نفر از زائران ایرانی را در ایام اربعین کریمانه عهده‌دار شدند. امیدوارم خداوند شرّ تروریست‌های اجاره‌ای و صادراتی داعش را از کشورهای عراق و سوریه ریشه‌کن کند تا مردم منطقه در امن و امان زندگی کنند.
 
 
 
23 آذر 1394
تعداد بازدید:  1768 مرتبه

نظرات کاربران

کاربر مهمان در ساعت 21:26:36  تاریخ   11 بهمن 1394  گفته:     

با سلام

اول از همه باید از نگارش این خاطرات و سفرنامه از شخص شما کمال قدر دانی را داشته باشم

میتوانم بگویم سفری بود که تمام زندگیم را دگرگون کرد دیدم را به همه چیز و همه کس عوض کرد

باید رفت و دید آن همه عظمت را

به نظرم در این سفر کسانی را دیدم که به معنای واقعی امام حسین را شناخته بودند از آن زنی که برای پس آمدن از عهده مخارج موکب دخترش را فروخته بود تا آن پسر بچه خردسال که با تمام سختی ها و سرمای شب شبانه روز به فکر خدمت به زوار بود

لازم به ذکر است همسفر بودن با شما)آقای محبوبی(و همچنین پسر عموی بزرگوارم برای من یک کلاس درس بود و خیلی درس ها از شما یاد گرفتم که برای زندگیم صد درصد مفید خواهد بود

انشا...در سفر های بعدی افتخار این را داشته باشم که در کنار شما باشم

و با دعای همه شما بزرگواران در کنار حرم حضرت رقیه خدمت کنم

 

0
0
  • آخرين عناوين

  • پربازديدها

  • آرشيو

بازدید امروز:1489

بازدید دیروز: 3319

بازدید کل: 7621131

حقوق این وبسایت محفوظ بوده و متعلق به مجمع طلاب و فضلای شهرستان تکاب می باشد.