هنرگفتگو درهنگام اختلاف همسران

چند نكته برای جلوگیری از پدیدار شدن دعوا و جرّ و بحث بین همسران‏

هنر گفت‏ گو با همسر، یك مكالمه طولانی است كه گاهی اوقات با جرّ و بحث‏ های بیهوده قطع می‏ گردد. همان گونه كه ارتباط، مهم‏ترین اساس زندگی است، مشاجره هم مخرب‏ترین عامل آن است.

اختلاف زن و شوهر

زن و شوهر با مشاجره، هم عواطف خود را جریحه ‏دار می‏ سازند و هم رابطه زناشویی‏شان را مختل می‏ سازند. همان گونه كه ارتباط، باعث نزدیكی ما انسان‏ ها به هم می‏ شود، دعوا و مشاجره، این ارتباط را خراب كرده، انسان‏ ها را از هم دور و دورتر می‏ سازد. بسیاری از زنان و مردان، از برقراری یك ارتباط سالم، عاجز هستند و به محض مطرح ساختن مسئله و یا مشكلی با همسر خود، وارد گرداب جرّ و بحث‏ها و سوءتفاهم ‏های پی‏ درپی می ‏شوند.

 

هنگامی كه دو نفر ارتباط عاطفی با هم ندارند، به هنگام پیش آمدن اختلاف، نمی‏توانند از دعوا، اجتناب كنند. زن و شوهرها، هنگام دعوا و مشاجره، خیلی ساده، مسائل را به موارد شخصی و خصوصی، ربط می‏دهند.

به جای مشاجره و بزرگ كردن نكات منفی، باید با یكدیگر گفت‏وگو كرد. بهتر است خواسته‏های خود را صریح و البته با رعایت ادب و احترام، مطرح كرد. بعضی زن و شوهرها، به قدری با هم مشاجره می‏كنند كه كم كم محبتشان از بین می‏رود.

گاهی اوقات همسران، احساسات صادقانه، اما منفی خود را برای جلوگیری از مشاجره، انكار می‏كنند؛ اما در نتیجه این عمل، عشق را در خود نابود می‏كنند. بهتر است بین گفت‏وگو و سكوت، تعادلی برقرار كرد و در نتیجه، برای ایجاد یك ارتباط سالم، باید به مهارت‏های ویژه‏ای مجهز باشیم و بی‏آن كه احساسات صادقانه، اما منفی خود را انكار كنیم، از جرّ و بحث اجتناب كنیم.

 

اگر تفاوت‏ های روحی و روانی زن و مرد، نادیده گرفته شوند، ناخواسته، دعوا پیش می‏آید. بهترین راه برای جلوگیری از دعوا، این است كه در ایجاد و نیز حفظ رابطه ‏ای صمیمی و صادقانه، تلاش كنیم. هر چه انسان با كسی صمیمی‏تر باشد، گوش دادن به حرف‏ های او – آن هم بدون عكس العمل به احساسات منفی – مشكل‏تر است.

 

در دعوای بین زن و شوهرها، معمولاً موضوع مورد اختلاف، باعث دعوا نمی‏ شود؛ بلكه نحوه بیان نظرات است كه طرفین را می‏ رنجاند و به موضع‏ گیری وادار می ‏كند. هنگامی كه مردی از لحن همسرش این چنین برداشت می‏ كند كه زن، قصد مبارزه با او را دارد، همه تلاش خود را به كار می‏برد تا ثابت كند كه خودش درست می‏ گوید و حق با اوست و بنابراین، به احساسات زن، توجهی نمی ‏كند و هنگامی كه مرد به احساسات زن توجه نمی ‏كند، او را با بی‏ مهری می‏ رنجاند؛ و حتی حق ناراحت شدن را نیز به او نمی ‏دهد، بدیهی است كه زن را از خود رنجانده و او را آزار داده است.

 

در این گونه موارد، زن هم از خود واكنش نشان داده، مرد را ناراحت می‏ كند. مرد كه علت واكنش زن را نمی‏ داند، به جای تغییر لحن، به تفسیر و توجیه منظور خود می‏ پردازد و نمی ‏داند كه در حال تدارك مقدمات یك مشاجره و دعوای تمام عیار است. او تصور می‏كند كه این زن است كه قصد دعوا دارد؛ در حالی كه زن، در واقع، قصد دارد در مقابل لحن تهاجمی شوهر، از خود دفاع كند و توضیحات شوهر را یك توجیه بی‏مورد دانسته، عصبانیتش بیشتر و بیشتر می ‏شود.

 

نكته مهم این است كه برخلاف مردها كه یا سكوت می‏ كنند و یا راه‏ حل نشان می ‏دهند، زن‏ها با گله كردن و شكایت، كار را به دعوا و مشاجره می‏ كشانند.

 

زن و شوهرها برای اجتناب از دعوا، باید بدانند كه موضوع اختلاف آنها، آن قدر طرف مقابل را نمی‏ رنجاند كه لحن آنها می‏ رنجاند. در یك دعوا، یكی از طرفین باید كوتاه بیاید وگرنه، دعوا دامنه پیدا كرده، هرگز تمام نمی‏ شود.

 

چند نكته برای جلوگیری از پدیدار شدن دعوا و جرّ و بحث بین همسران‏

ازدواج‌ سالم

 

۱) همسران باید دقت داشته باشند كه چه وقت یك گفت‏ وگوی سالم به بحث تبدیل می‏شود و درست در همان موقع، سكوت كنند.

 

۲) آنها علاوه بر این كه باید لحن صحبت كردن خود را درست كنند، باید به لحن طرف مقابل نیز توجه داشته باشند و ببینند نیاز عاطفی او را برآورده می‏ سازند یا نه.

 

۳) سكوت كردن، به فرد فرصت می‏دهد تا خونسردی خود را باز یابد و آرام گیرد؛ پس از هر سكوتی، می‏توان با ملایمت و آرامش بیشتری گفت‏وگو را ادامه داد؛ پس شخص باید تمرین كند و در بین صحبت، اندكی سكوت كرده، درباره آن چه گفته، صادقانه فكر كند.

 

گفت‏ وگویی كه پایان خوشی دارد، نشانه صمیمیت است. طرفین می‏ دانند كه دیگری چه می‏گوید و از این كه می‏ توانند آزادانه حرف بزنند و منظور یكدیگر را بفهمند، لذت می‏ برند. گفت ‏وگو در این شرایط، آهنگی نرم و ملایم دارد؛ اما در ازدواج ‏های ناموفق، لذت گفت‏ وگو در فضایی آلوده به شكایت، گله كردن خشمگینانه و سوءتفاهم، گم می‏ شود و جای اشارات دل‏نشین ابروها و ایماهای شیرین را نگاه‏ های خیره و اشارات انتقادی، بهانه‏ گیری‏ها و تهدیدها پر می‏ كند.

 

چه حادثه‏ ای رخ می‏ دهد؟

چرا صحبت‏ های دل‏نشین، از دست می ‏روند؟ مسئله این جاست كه به مرور، شیوه‏ های متفاوت صحبت، منافع و چشم‏اندازهای متضاد و سوءتفاهم‏ ها، روی هم انباشته می‏ شوند و آهنگ دل‏پذیر صحبت را تغییر می‏ دهند.

اختلاف

بعضی از مسائل ارتباطی، ناشی از تفاوت‏ های طرز تكلم زن و مرد است. اختلافِ زمانی در حاضرجوابی زن و مرد، ممكن است باعث ناراحتی طرف مقابل شود. خانم‏ها از روی عادت و در مقایسه با آقایان، به زمان بیشتری برای پاسخ‏گویی نیاز دارند و در نتیجه، زمانی را برای پیدا كردن جواب صرف می‏ كنند و این موضوع، كاسه صبر آقایان را لبریز می ‏كند و یا ممكن است مردی با تأنی و با جملات فاصله‏ دار، حرف بزند و زنش كه حاضرجواب و بی‏ قرار است، مرتب به میان صحبت او پریده، رشته كلام او را قطع كند. در این شرایط، ممكن است مرد، عصبانی شده، زن را مورد انتقاد قرار دهد و او را متهم سازد كه تو همیشه حرف مرا قطع می‏ كنی و هیچ وقت نمی‏ خواهی حرف‏ های مرا بشنوی.

 

بعضی‏ ها اصولاً در صحبت كردن، مهارت دارند؛ زیاد حرف می ‏زنند و صحبت را كش می‏ دهند. بسیاری از پرحرف ‏ها، همسر خود را به بی‏ توجهی متهم می‏ سازند؛ مثلاً بارها از زنان شنیده ‏ایم كه می‏ گویند: شوهرم هرگز به حرف‏های من توجه نمی ‏كند و حال آن كه شوهر، كم حرف است؛ ولی كلمه به كلمه صحبت‏ های زنش را می‏ تواند تكرار كند.

 

دلیل این گلایه، آن است كه شوهر كم حرف است؛ سكوت می‏ كند و به صحبت‏ های زنش گوش می‏ دهد؛ ولی حالت چهره و نوع برخوردش، به گونه ‏ای است كه زنش او را به بی ‏توجهی به حرف‏ هایش متهم می ‏كند. این مشكل، ناشی از شیوه ‏های متفاوت گوش دادن در زن و مرد است. مردها هنگام گوش دادن، سكوت بیشتری دارند و منظورشان موافقت با نظر طرف مقابل است؛ اما زن‏ها در مقایسه با مردها، با تغییر حالت چهره و اشارات مختلف، گوش دادن خود را بیشتر نمایان می‏ سازند؛ اما مردها هم انتظار دارند رفتار مشابهی از خود نشان دهند.

 

در نظر بسیاری از افراد، اشارات مستمع بدین معناست كه «به صحبت ‏های تو گوش می‏ دهم و از آن لذت می‏برم» و یا این كه «به خود تو توجه می‏ كنم و برایم مهم هستی» و برعكس، فقدان اشارات چهره، معانی منفی‏ ای را تداعی می‏ كند كه «برای تو احترام قائل نیستیم و حرف‏هایت برایم مهم نیست».

 

زوج‏ ها اغلب از نقش و اهمیت این جنبه مهم ارتباطی، بی‏ اطلاع هستند؛ حال آن كه طرز صحبت و گوش دادن، احترام، محبت و توجه را تداعی می‏ كند و یا بی‏ توجهی، بی‏ احترامی و بی‏ مهری را می ‏رساند.

زن و شوهر، با وجود شیوه ‏های ارتباطی متفاوت، می ‏توانند برای اجتناب از بروز كدورت‏ های احتمالی، با هم به توافق برسند. در این صورت، زن یا شوهری كه با تأنی حرف می‏ زند، از قطع صحبت از سوی همسرش، ناراحت نمی‏ شود. افرادی كه صحبت دیگران را قطع می ‏كنند، می ‏توانند درباره رفتارشان، قضاوت بهتری داشته باشند كه آیا بی‏ جهت و بدون عمد و قصد، صحبت را قطع كرده ‏اند یا نه؟

 

پرحرف ‏ها، می‏ توانند كمتر صحبت كردن و خلاصه‏ گویی را تمرین كنند و كم‏ حرف‏ها هم می‏ توانند مشاركت بیشتر در گفت ‏وگو را یاد بگیرند. مستمع بی‏ توجه، می‏ تواند اشاراتی دال بر توجه داشتن به طرف مقابل را نشان دهد و گوینده می‏ تواند درك كند كه سكوت، لزوماً به مفهوم بی‏ توجهی نیست.

منبع: پرسش و پاسخ مشاور

 

لینک مطالب مرتبط:

 

عوامل خوشبختى

 

از... بپرهيزيد تا زندگى شيرين شود

 

مقررات گفتگو در دعوای همسران

 

آداب رفتار با همسر

29 آذر 1394
تعداد بازدید:  1530 مرتبه

نظرات کاربران

این مطلب فاقد نظر می باشد.

  • آخرين عناوين

  • پربازديدها

  • آرشيو

بازدید امروز:1382

بازدید دیروز: 3319

بازدید کل: 7621024

حقوق این وبسایت محفوظ بوده و متعلق به مجمع طلاب و فضلای شهرستان تکاب می باشد.