فضایل امام علی در خطبه قاصعه

ممكن است كسى پيامبر و يا حتى امام نباشد، اما بنده شايسته خدا باشد و خداوند او را به وسيله فرشتگان راهنمايى كرده، مطالبى را به او الهام كند. الهامِ ملك با وحى نبوت مساوى نيست. وحى نبوت امر ديگرى است. اين الهامات براى ديگران نيز بوده و مى‌تواند باشد.
در مورد حضرت على(عليه السلام) ممكن است بعضى تصور كنند كه ايشان هم طفلى مثل اطفال ديگر و انسانى مثل انسان‌هاى ديگر بوده اند. براى تحقيق اين مسأله بهتر است به كلام خود اميرالمؤمنين(عليه السلام) مراجعه كنيم و ببينيم خود آن حضرت درباره خودش چه مى‌گويد؛ چرا كه ما معتقديم اين بزرگواران سخنى به گزاف نمى‌گويند.
"نادعلیاً"به هوای نجف
یادحرم برده قرارم ز کف

باز، هوای نجفم آرزوست
مهر علی،در دو جهان، آبروست

یک نظرم گر بکند بوتراب
ذرهء ناچیز شود آفتاب

حیدر کرار علیک السلام
عشق، فقط حب علی،والسلام

زیرنشین علمش انبیا
سید و سالار همه اوصیا

نفس نبی،حبل متین،روح دین
مظهر اسماء خدا در زمین

عشق محبان علی ،با علی
درهمه احوال بگو، یاعلی

پیشاپیش ولادت گل سرسبدخلقت آقاومولامون امیرالمومنین.علیه السلام. برمحبین وشیعیان حضرتشان مبارک باد
 
در يكى از خطبه‌هاى معروف نهج البلاغه به نام «خطبه قاصعه» اميرالمؤمنين(عليه السلام) ابتدا به شخصيت پيغمبر اكرم(صلى الله عليه وآله) اشاره مى‌كند. يكى از سؤالاتى كه درباره پيامبر(صلى الله عليه وآله) مطرح شده، اين است كه آن حضرت قبل از چهل سالگى و مبعوث شدن به رسالت، چه دينى داشته اند؟ اين سؤال در كتاب‌هاى گوناگون مطرح شده و فصول و ابوابى را به خود اختصاص داده است. در پاسخ آن نيز نظرهاى مختلفى وجود دارد. بعضى گفته‌اند كه پيامبر در اين مدت به دين حضرت مسيح بوده است. چون در آن زمان دين حق، دين حضرت مسيح بوده است، پس ايشان نيز بايد پيرو دين حضرت مسيح باشد. برخى نيز گفته‌اند آن حضرت به دين حضرت ابراهيم بوده است. نظرهاى مختلف ديگرى نيز نقل شده است. اما اميرالمؤمنين(عليه السلام) پرده از اين راز برداشته و مى‌فرمايد:
 
وَ لَقَدْ قَرَنَ اللّهُ بِهِ ـ(صلى الله عليه وآله) ـ مِنْ لَدُنْ اَنْ كانَ فَطيماً أعظَمَ مَلَك مِنْ مَلائِكَتِهِ يَسْلُكُ بِهِ طَريقَ الْمَكارِم؛1 هنوز پيغمبر اكرم(صلى الله عليه وآله) شيرخوار بود كه خدا بزرگ ترين فرشته‌اش را قرين او قرار داد،تا او را به بهترين كارها راهنمايى كند.
 
يعنى از آن زمانى كه پيغمبراكرم(صلى الله عليه وآله) به حسب ظاهر و در شرايط عادى قدرت درك مسايل را پيدا مى‌كند، حرف و سخنى بر زبان مى‌آورد و رفتارى را انجام مى‌دهد، با راهنمايى بزرگ ترين فرشته خدا است. معناى اين سخن آن نيست كه ايشان لزوماً از همان ابتدا پيامبر بوده اند؛ از اين رو با احاديثى كه مى‌فرمايد پيامبر در سن چهل سالگى مبعوث به رسالت شدند، منافات ندارد. چنين كرامت‌هايى را خداوند نسبت به ديگران نيز دارد. حضرت مريم(عليها السلام) پيامبر نبود، ولى قرآن مى‌فرمايد بافرشته سخن مى‌گفت: قالَ إِنَّما أَنَا رَسُولُ رَبِّكِ لاَِهَبَ لَكِ غُلاماً زَكِيًّا. 2 حضرت مريم(عليها السلام) فرشته خدا را ديد كه به او مى‌گفت: من رسول خدايت هستم و آمده‌ام تا به تو فرزندى عطا كنم. هم چنين مادر حضرت موسى(عليه السلام) پيامبر نبود لكن هنگامى كه مى‌خواست فرزند خود را به دريا بيندازد با الهام الهى اين كار را انجام داد: فَأَلْقِيهِ فِي الْيَمِّ وَ لا تَخافِي وَ لا تَحْزَنِي إِنّا رَادُّوهُ إِلَيْكِ وَ جاعِلُوهُ مِنَ الْمُرْسَلِينَ. 3 خداى متعال به او الهام كرد كه: فرزندت را در دريا بينداز، ما او را به تو باز مى‌گردانيم و او را از پيامبران قرار خواهيم داد. اين بشارت‌ها زمانى بود كه هنوز حضرت موسى(عليه السلام) شيرخوار بود و از ترس اين كه مبادا به چنگال فرعونيان بيفتد او را در دريا انداختند.
طرح ویژه ولادت امیرالمؤمنین امام علی علیه السلام
 
بنابراين ممكن است كسى پيامبر و يا حتى امام نباشد، اما بنده شايسته خدا باشد و خداوند او را به وسيله فرشتگان راهنمايى كرده، مطالبى را به او الهام كند. الهامِ ملك با وحى نبوت مساوى نيست. وحى نبوت امر ديگرى است. اين الهامات براى ديگران نيز بوده و مى‌تواند باشد. در امت اسلامى، حضرت فاطمه زهرا(عليها السلام) با وجود اين كه پيغمبر و امام نبود، اما جبرئيل بر ايشان نازل مى‌شد و با آن حضرت سخن مى‌گفت و مطالبى را به ايشان الهام مى‌كرد. «مصحف حضرت فاطمه(عليها السلام)» بر اساس همين الهامات جبرئيل به حضرت فاطمه(عليها السلام) نوشته شد.
 
به هر حال، پيغمبر اكرم(صلى الله عليه وآله) نيز قبل از رسالت، از راهنمايى بزرگ ترين فرشته الهى برخوردار بود. اميرالمؤمنين(عليه السلام) مى‌فرمايد: «خداوند فرشته‌اى عظيم را قرين و رفيق آن حضرت قرار داد.» طبق فرمايش حضرت امير(عليه السلام) پيغمبر(صلى الله عليه وآله) از زمان شيرخوارگى تحت تربيت و مراقبت بزرگ ترين ملك آسمانى بوده است. آن حضرت با برخوردارى از اين تربيت الهى، قبل از رسالت نيز مرتكب سهو و خطا نمى‌شد و حتى لحظه‌اى به خدا شرك نورزيده و از ياد خدا غفلت نكرد. در آن زمان هنوز شريعت اسلام نازل نشده بود، ولى آن ملك آنچه را كه آن حضرت مى‌بايست انجام دهد، به ايشان الهام مى‌كرد.
 
در اين جا اين سؤال به ذهن مى‌آيد كه ذكر اين مطلب در اين خطبه چه مناسبتى داشته است؟ با دقت در ادامه خطبه مناسبت آن روشن مى‌شود. حضرت در ادامه مى‌فرمايد: «زمانى كه من متولد شدم پيامبر(صلى الله عليه وآله) مرا در آغوش گرفت و به سينه خود چسبانيد، غذا را در دهان خود مى‌جويد و به دهان من مى‌ريخت تا تناول كنم ...».
تمام لذت عمرم در این است که مولایم امیرالمومنین است. میلاد مولود کعبه،مولی الموحدین،کننده ی خیبر،آقا ومولایم علی (ع) مبارکباد.... چشم دشمنان علی کور....
 
يعنى پيامبر(صلى الله عليه وآله) تربيت شده فرشته الهى بود و من تربيت شده پيغمبر(صلى الله عليه وآله) هستم. گوشت و پوست حضرت على(عليه السلام) از آب دهان مبارك پيغمبر اكرم(صلى الله عليه وآله) روييد. زمانى كه آن حضرت هنوز دندان غذا خوردن نداشت، پيغمبر اكرم(صلى الله عليه وآله) غذا را در دهان خود مى‌جويد و به دهان على(عليه السلام) مى‌گذاشت. حضرت امير در اين خطبه تعبيرات عجيبى دارد؛ از جمله مى‌فرمايد:
 
«من در سن طفوليت، عطر بدن پيغمبر اكرم(صلى الله عليه وآله) را استشمام مى‌كردم و از آن لذت مى‌بردم. حضرت رسول(صلى الله عليه وآله) آن چنان مرا به سينه خود مى‌چسباند كه من نفس‌هاى او را احساس مى‌كردم و از بوى بدن او لذت مى‌بردم. از همان ابتدا پيامبر(صلى الله عليه وآله) به تربيت من همت گماشت و هر روز درسى به من مى‌داد و علمى به من مى‌آموخت.» حضرت رسول همان علومى را كه از ملايكه دريافت مى‌كرد به حضرت على(عليه السلام) تعليم مى‌داد.
 
در جمله‌اى ديگر از اين خطبه اميرالمؤمنين(عليه السلام) مى‌فرمايد: «قبل از اين كه پيغمبر اكرم(صلى الله عليه وآله) به رسالت مبعوث شود من ده سال خدا را عبادت كردم.»
 
آن حضرت ده ساله بود كه پيغمبر(صلى الله عليه وآله) مبعوث شد؛ با اين حساب معناى كلام مذكور اين است كه من از دوران شيرخوارگى خدا پرست و خدا شناس بودم! سپس اضافه مى‌فرمايد: «حتى زمانى كه بر پيغمبر اكرم(صلى الله عليه وآله) وحى نازل شد، من صداى عجيبى را شنيدم كه شبيه ناله سوزناكى بود. گفتم: يا رسول الله!(صلى الله عليه وآله) اين چه صدايى است؟ آن حضرت فرمود: اين ناله شيطان است كه بعد از بعثت من، ديگر از گمراه كردن بندگان خدا نااميد شده است.»
 
جالب اين است كه پيامبر(صلى الله عليه وآله) در ادامه فرمود: اِنَّكَ تَسْمَعُ ما اَسْمَعُ و تَرى ما اَرى اِلاّ اَنَّكَ لَسْتَ بِنَبِىٍّ؛ هر چه من مى‌بينم تو نيز مى‌بينى و هر چه من مى‌شنوم تو نيز مى‌شنوى، جز اين كه تو پيامبر نيستى!
 
حضرت على(عليه السلام) در همين قسمت از اين خطبه و كمى قبل از جمله فوق مى‌فرمايد: من نور نبوت را در چهره پيغمبر(صلى الله عليه وآله) مى‌ديدم و صداى وحى را مى‌شنيدم.
 
البته وحى بر پيغمبر(صلى الله عليه وآله) نازل مى‌شد و مخاطب آن پيغمبر(صلى الله عليه وآله) بود، اما حضرت على(عليه السلام) نيز صداى وحى را مى‌شنيد. هنگامى كه شخصى با ديگرى صحبت مى‌كند ممكن است نفر سومى هم كه در كنار آنها نشسته است صداى ايشان را بشنود. جبرئيل با حضرت على(عليه السلام) حرف نمى‌زند، زيرا او پيامبر نيست؛ اما على(عليه السلام) گفتگوى جبرئيل با پيغمبر(صلى الله عليه وآله) را مى‌شنود: اِنَّكَ تَسْمَعُ ما اَسْمَعُ و تَرى ما اَرى اِلّا اَنَّكَ لَسْتَ بِنَبِىٍّ.
 
 
 
پی نوشت ها:
1. نهج البلاغه، ترجمه و شرح فيض الاسلام، خطبه 234 (مشهور به قاصعه).
2. مريم (19)، 19.
3. قصص (28)، 7.
 
منبع: در پرتو ولایت، علامه مصباح یزدی
1 اردیبهشت 1395
تعداد بازدید:  1516 مرتبه

نظرات کاربران

یا علی در ساعت 14:3:41  تاریخ   1 اردیبهشت 1395  گفته:     

السلام علیک یا امیرالمومنین

 

0
0
  • آخرين عناوين

  • پربازديدها

  • آرشيو

بازدید امروز:1739

بازدید دیروز: 4410

بازدید کل: 7175721

حقوق این وبسایت محفوظ بوده و متعلق به مجمع طلاب و فضلای شهرستان تکاب می باشد.