مراد و منظور امام خامنه ای از فرهنگ

مراد ما از فرهنگ، همان ذهنيت هاست. هرجا كه من تعبير فرهنگ را به كار مى برم، مرادم آن معناى عامّ فرهنگ است؛ يعنى آن ذهنيت هاى حاكم بر وجود انسان كه رفتار هاى او را به سمتى هدايت مى كند تسريع، يا كُند مى كند اين، حداقل نيمى از عوامل تعيين كننده و پي شبرنده و جهت دهنده به همة رفتار هاست.
امام خامنه ای:
 
من اين طور احساس مى كنم كه همة رفتارهاى فردى و جمعىِ ما به عنوان مسؤول و رفتارهاى ملت مان، تحت تأثير دو مجموعه عوامل است؛ يك مجموعه، آن استعدادها و امكانات و اينهاست؛ هوش، توانايي ها و استعدادهاى مردم. فرض بفرماييد يك فرد را در نظر مى گيريم، يك قسمت از تلاش و فعاليتش در هر ميدانى از ميدان ها، مربوط به آن استعدادها و توانايي ها و ظرفيت هاى وجودى خودش يا فضايى است كه از آن استفاده مى كند. بخش دوم، آن عامل مؤثر و جهت دهندة ذهنيت است. مراد ما از فرهنگ، همان ذهنيت هاست. هرجا كه من تعبير فرهنگ را به كار مى برم، مرادم آن معناى عامّ فرهنگ است؛ يعنى آن ذهنيت هاى حاكم بر وجود انسان كه رفتار هاى او را به سمتى هدايت مى كند  تسريع، يا كُند مى كند  اين، حداقل نيمى از عوامل تعيين كننده و پي شبرنده و جهت دهنده به همة رفتار هاست. براى اينكه مسأله، كاملاً محسوس شود و آن نگرانى كه در ذهن بنده است، بيشتر واضح گردد كه چرا گاهى اوقات به اين مسأله، زياد مى پردازم  يك جبهة جنگ را فرض بفرماييد كه يك مجموعه
سرباز، با فداكارى، با قدرت تصميم، با اراده و با ايستادگى مى جنگند؛ مثل جنگى كه ما هشت سال در جبهه داشتيم. در آن زمان، شما وارد منطقه اى مى شديد، مى ديديد يك مشت جوان مؤمن حزب اللهى فداكارِ از جان گذشته، ايستاده اند و مبارزه مى كنند. از هر كدام سؤال مى كرديد چرا مبارزه مى كنيد، مى گفت وظيفة من است. امام گفتند، دستور دينى من است. 
 
دشمن به كشور من تجاوز كرده، مرزها و ناموس مرا تهديد مى كند. ما ملت زنده اى هستيم و بايد از خودمان دفاع كنيم. او مجموعه اى از باورهاى ذهنى را براى شما در ميان مى گذارد كه اعتقاد به خدا، اعتقاد به قيامت، اعتقاد به شهادت، اعتقاد به دستور امام، لزوم اطاعت از امام، اعتقاد به متجاوز بودن اين دشمن، اعتقاد به اينكه من ملتى هستم كه بايد از خودم دفاع كنم، در آن هست. اين مجموعة در هم آميختة در هم تنيدة اعتقادات دينى، در بيان او بروز مى كند.
 
شما مى بينيد كه اين اعتقادات موجب شده است تا اين جوان بايستد، از آسايش خانه اش، از زندگى، از تحصيل و دانشگاهش دست بكشد، به جبهه برود و جان خودش را به خطر بيندازد؛ احياناً هم، كشته يا مجروح شود و تا آخر عمر با آن بسازد؛ كه الان روى چرخ، تعدادى از آنها را مشاهده مى كنيد.
 
حالا اگر در همين حالى كه اين جوان در اين ميدان، با اين حرارت مى جنگد، يك نفر بيايد، بنا كند در اين باورها خدشه كردن و مثلاً بگويد، اينكه شما مى گوييد اين دشمن، متجاوز است، چه تجاوزى؟ ما اول حمله كرديم! شروع كند در ذهنيت او رخنه كردن و اعتقاد او را به متجاوز بودنِ اين دشمن و به فضيلت و ارزش شهادت، ضعيف كند؛ اعتقاد او را به اينكه وقتى امام دستور داد، بايد دستور امام عمل شود، تضعيف كند؛ اعتقاد و باور او را به اينكه يك فرد بايد از كشور، از ميهن و از مرزهاى خودش دفاع كند، ضعيف كند؛ خب، شما ببينيد اين جوان مؤمنِ آماده اى كه مثل گلولة سوزانى به سمت سينة دشمن حركت مى كرد، با اين تبديل باورها، تبديل به چه مى شود؟ به يك موجود پشيمان، متزلزل، مردّد و احياناً پشت به جبهه كرده، تبديل مى شود. يعنى همين آدم، همين شخصيت، با همان استعدادها، با همان قدرت بدنى، با همان هوش، با همان توانى كه از لحاظ جسمانى و مغزى و قدرت اراده و تصميم گيرى داشت، با تبديل محتواى ذهنى خودش، از يك موجود فعال پيشروِ اثرگذار، تبديل به يك موجود منفعلِ منهَزم* مى شود. اين امر بسيار واضحى است. خب، ممكن است كسى هم برود، آن احساسات، آن ايمان و آن باور را در او تقويت كند، يا در كسى كه آنچنان نيست، اين ايمان را به وجود آورد و از او يك موجود اثرگذارِ فعال پيشروِ آن چنانى بسازد. 
 
« مِدادُ العلماءِ افضَلُ مِن دِماءِ الشُّهداءِ » من به اين نكته، متنبّه شدم كه اينكه مى گويند معنايش اين است. آن عالم است كه مى تواند محتواى ذهن انسانى را تبديل به چيزى كند كه از اين جسم به اصطلاح رايج امروز از اين سخت افزارِ موجودِ بشرى، يك انسان متعالى، يك انسان واقعاً ،«مداد العلماء» ؛ پيشرو و يك انسان فعال و مقاوم بسازد. يك عالم مى تواند اين كار را بكند است. براى خاطر اينكه همين جوانان طلبة ما در ميدان جنگ آن گروه «دماء الشهداء» افضل از رزمى، تبليغى كه من بارها آنها را در آنجا مشاهده كردم به ميدان جنگ مى رفتند و انسا نها و آدم هاى معمولى را تبديل به آدم هاى مقاوم مى كردند؛ انسان هاى سست را تبديل به آدم هاى قرص، و انسان هاى متزلزل را تبديل به انسان هاى ايستادة داراى مقاومت می كردند. 
 
78/9/23
26 مرداد 1395
تعداد بازدید:  791 مرتبه

نظرات کاربران

این مطلب فاقد نظر می باشد.

  • آخرين عناوين

  • پربازديدها

  • آرشيو

بازدید امروز:4595

بازدید دیروز: 8376

بازدید کل: 6036341

حقوق این وبسایت محفوظ بوده و متعلق به مجمع طلاب و فضلای شهرستان تکاب می باشد.