نام بردن با القاب زشت (تنابز)/ حجت الاسلام کوهی

اسلام برای حفظ آبرو، حرمت و شخصیّت مؤمنان اهمیّت زیادی قائل است. آبروی مؤمن را برابر با خون وی می داند. تا آنجا كه هم به خود مؤمنان دستور می دهد كه آبروی خود را حفظ كنند و هم به دیگران می فرماید كه آبروی مؤمنان را حفظ نمایند. پیامبر اکرم(صلّی الله علیه و آله) می فرماید: «الْمُؤْمِنُ‏ حَرَامٌ‏ كُلُّهُ‏ عِرْضُهُ وَ مَالُهُ وَ دَمُه‏؛ همه چيز مومن محترم است و بايد حفظ شود: آبرو مال و خون.»
نام بردن با القاب زشت (تنابز)
 
مقدّمه
 
نام بردن و خطاب کردن با القاب زشت، از جمله مصادیق منکر اخلاقی و حرام در دین اسلام می باشد؛ چرا که كرامت انسانى يكى از ارزش هاى اجتماعى است كه همه انسان ها بدان نياز دارند و بدون آن، زندگى اجتماعى دشوار مى گردد. تمسخر و با لقب زشت صدا زدن(تنابُز)، كرامت انسانى را مخدوش كرده و ارزش و احترام فرد را نزد ديگران از بين مى برد.
 
روزى كه پيامبر اکرم (صلى الله عليه و آله)به رسالت مبعوث شد، برخی از شهرها و آبادى ها نام های زشت و بدى داشت، و بسيارى از قبايل با لقب هاى زشت و زننده اشتهار يافته بودند. ملّت عرب براى فرزندان خود نام و لقب زشت و زننده حاكى از درندگى و غارتگرى مى گذاشتند. قدم مؤثرى كه پيامبر(صلى الله عليه و آله) به دستور قرآن برداشتند اين بود كه نام بسيارى از شهرها و روستاها و القاب گروهى از قبايل و افراد را كه نام و نشان بدى داشتند عوض كردند و فراتر از آن، دستور دادند كه براى فرزندان خود نام نيك انتخاب كنيد.  مثلـاً کسی که اسمش عبد الشمس بود به عبد الله تغییر میداد و کسی که لقبش سخیف بود، کلمه‌ی شریف را جایگزین می کرد.
 
روزى يكى از خادمان بتكده اى مشاهده كرد كه روباهى بر سر بتى ادرار كرده است؛ او با خود انديشيد: اين چگونه معبودى است كه نمى تواند از خود دفاع كند و توان دور كردن يك روباه را ندارد و اين حقيقت و احساس درونى را ضمن شعرى بيان كرد و گفت:
 
أرَبٌّ يَبُــولُ الثَّعْلبــانُ بِـرأسِـهِ                                      لَقَدْ ذَلَّ مَنْ بالَتْ عَلَيه الثَّعالِبُ
 
آيا بتى كه روباه بر سر آن ادرار مى كند و آلوده اش مى سازد، معبود است؟ هر موجودى كه روباه بر آن بول كند، خوار و ناتوان است.
 
 او پس از ديدن اين صحنه، خدمت پيامبر اکرم(صلّی الله علیه و آله) آمد و ماجرا را تعريف كرد، پيامبر(صلّی الله علیه و آله)  از نام او سؤال كرد. او گفت: نام من «غاوى بن ظالم » است. پيامبر اكرم(صلّی الله علیه و آله) فوراً نام او را تغيير داد و فرمود: نه بلكه تو راشد بن عبدالله هستى. 
 
اسم و لقب نمادى است كه با حمل بار معنايى خاص خويش، فرد را با هويت خاصى به ديگران معرفى مى نمايد. بنابراين، كاربرد القاب زشت براى ديگران وجهه اجتماعى منفى از وى متجلى خواهد ساخت و ازاين رو، در اسلام مورد نكوهش قرار گرفته است.
 
 برخی ها دیگران را با القاب زشت صدا می زنند تا از اين طريق آنها را تحقير كنند، شخصيتشان را بكوبند، و يا احيانا از آنان انتقام گيرند، و يا اگر كسى در سابق كار بدى داشته سپس توبه كرده و كاملا پاك شده باز هم لقبى كه بازگو كننده وضع سابق باشد بر او می گذارند.
 
اسلام صريحا از اين عمل زشت نهى مى‏كند، و هر اسم و لقبى را كه كوچكترين مفهوم نامطلوبى دارد و مايه تحقير مسلمانى است ممنوع می داند.
 
مفهوم تنابز
 
راغب اصفهانی در معنای لغوی تنابز می نویسد: «نَبْز به معنای لقب دادن به كسى‏ است.» 
 
علّامه طباطبایی در باب معنای اصطلاحی تنابز می نویسد: «كلمه" نبز" ـ به فتح حرف اول و دوم ـ به معناى لقب است، و ـ به طورى كه گفته‏اند ـ اختصاص دارد به لقب‏هاى زشت.  پس" تنابز" كه باب تفاعل و طرفينى است به معناى اين است كه مسلمانان به يكديگر لقب زشت از قبيل فاسق، سفيه و امثال آن بدهند.» 
 
کلمات کلیدی
تنابز، لقب زشت، تمسخر، دشنام گویی، تحقیر، آبرو.
 
اهمیت حفظ آبرو
اسلام برای حفظ آبرو، حرمت و شخصیّت مؤمنان اهمیّت زیادی قائل است. آبروی مؤمن را برابر با خون وی می داند. تا آنجا كه هم به خود مؤمنان دستور می دهد كه آبروی خود را حفظ كنند و هم به دیگران می فرماید كه آبروی مؤمنان را حفظ نمایند. پیامبر اکرم(صلّی الله علیه و آله) می فرماید: «الْمُؤْمِنُ‏ حَرَامٌ‏ كُلُّهُ‏ عِرْضُهُ وَ مَالُهُ وَ دَمُه‏؛ همه چيز مومن محترم است و بايد حفظ شود: آبرو مال و خون.» 
 
حفظ آبرو و حرمت مومن در غياب و حضور در روزنامه و راديو و در جلسه خصوصى و عمومى لازم است و بر همه مسلمانان واجب است که زمانی که مومن و مسلمانی را خطاب قرار می دهند با القاب زشت خطاب قرار ندهند. از اين معنى هم نبايد چشم پوشى كرد كه نه تنها حفظ آبروى تك تك مومنان واجب است بلكه حفظ آبروى هر صنف و گروهى از مومنان ( همچون روحانيت متعهد) هم ضرورى است. و در راس همه واجبات حفظ آبروى نظام اسلامى و شخصيتهاى موثر در آن مى باشد كه در واقع حفظ حرمت همه مسلمانان است.
 
تنابز در قرآن کریم
دستور  قرآن کریم آن است که افراد در تعاملات گفتاری با يکديگر بايد از صدا زدن با آنچه که مورد پسند شخص نيست و آن را دوست نمی‌دارد بپرهيزند مانند اينکه به دليل ارتکاب رفتاری خاص، لقبی بد بر کسی نهند. فرقی نمی‌کند که به چه دليلی فرد خطاب‌شونده به آن لقب زشت و ناپسند معروف شده باشد اعم از آنکه در گذشته مرتکب گناهی شده باشد يا رفتار نامناسبی از خود ابراز کرده باشد که ديگران آن را با لقبی خاص صدا زنند.
 
قرآن کریم در سوره حجرات، مومنین را از نام و صدا زدن همدیگر با القاب زشت نهی می کند و می فرماید: «وَ لا تَنابَزُوا بِالْأَلْقابِ بِئْسَ الاِسْمُ الْفُسُوقُ بَعْدَ الْإيمانِ وَ مَنْ لَمْ يَتُبْ فَأُولئِكَ هُمُ الظَّالِمُون‏؛ و با القاب زشت و ناپسند يكديگر را ياد نكنيد، بسيار بد است كه بر كسى پس از ايمان نام كفرآميز بگذاريد؛ و آنها كه توبه نكنند، ظالم و ستمگرند!» 
 
صاحب تفسیر نمونه در شان نزول آیه فوق می نویسد: «يهوديان و مسيحيان كه مسلمان مى‏شدند، پس از اسلام آوردنشان بعضى از مسلمانان به آنان مى‏گفتند: اى يهودى! اى مسيحى! كه از طرف پيامبر اکرم(صلّی الله علیه و آله) نهى شدند.
 
در حديثى آمده است كه روزى"صفيه" دخترحيى ابن اخطب (همان زن يهودى كه بعد از ماجراى فتح خيبر مسلمان شد و به همسرى پيامبر اکرم(صلّی الله علیه و آله)در آمد) روزى خدمت پيامبر اکرم(صلّی الله علیه و آله)آمد در حالى كه اشك مى‏ريخت، پيامبر اکرم(صلّی الله علیه و آله)از ماجرا پرسيد، گفت: عايشه مرا سرزنش مى‏كند و مى‏گويد: 
 
ای يهودى ‏زاده! پيامبر اکرم(صلّی الله علیه و آله)فرمود: چرا نگفتى پدرم هارون است، و عمويم موسى، و همسرم محمد (صلّی الله علیه و آله)؟ و در اينجا بود كه اين آيه نازل شد. چه ظلمى از اين بدتر كه انسان با سخنان نيش دار، و تحقير و عيبجويى، قلب مردم با ايمان را كه مركز عشق خدا است بيازارد، و شخصيت و آبروى آنها را كه سرمايه بزرگ زندگى آنان است از بين ببرد.» 
 
به همين جهت در پايان آيه مى‏افزايد: بسيار بد است كه بر كسى بعد از ايمان آوردن نام كفر بگذارند بِئْسَ الِاسْمُ الْفُسُوقُ بَعْدَ الْإِيمانِ. 
 
از این که خداوند از استهزا، طعن و بدگویی نسبت به مؤمنان به طور مجزا و مؤکد نهی کرده و آن را گناه و ظلم شمرده است؛ مقام و حرمت مؤمن نزد خداوند استفاده می شود به خصوص واژه «بَعْدَ الْإِیمانِ» می رساند که حضور در جرگه مؤمنان، فرد را در جایگاه محترمی قرار می دهد.
 
علّامه طباطبایی(رحمة الله علیه) در شرح آیه فوق می نویسد: «و مراد از كلمه" اسم" در جمله‏" بِئْسَ الِاسْمُ الْفُسُوقُ" ذكر است، و از اين باب است كه در فارسى هم مى‏گوييم اسم فلانى به سخاوت در رفته، يعنى ذكرش سر زبانها است. و بنا بر اين معناى" بئس الاسم"،" بئس الذكر" است، يعنى بد ذكرى است ذكر مردمى كه ايمان آورده‏اند به فسوق، و اينكه آنان را به بدى ياد كنى، چون مؤمن بدان جهت كه مؤمن است سزاوارتر است كه همواره به خير ياد شود، و به او طعنه زده نشود، و بايد چيزى كه اگر بشنود ناراحت مى‏شود در باره‏اش گفته نشود، مثلا نگويند پدرش چنين، و يا مادرش چنان بوده. ممكن هم هست مراد از كلمه"اسم" سمت و علامت باشد، و معناى جمله اين باشد كه: بد علامتى است اينكه انسانى را بعد از ايمان به داغ فسوق علامت بگذارى، و به علامتى زشت يادش كنى.» 
 
قرآن مجيد، خواندن افراد را با القاب بد و زشت نوعى تجاوز به حقوق آنان مى داند و مرتكبان را ظالم و ستمگر مى شمارد و چنين مى فرمايد: «وَمَنْ لَمْ يَتُبْ فَأُولئِكَ هُمُ الظّالِمُونَ؛ كسانى كه از اين كار دست برندارند، آنها افرادى ستمگرند.» 
 
تنابز در روایات اسلامی
پیشوایان معصوم(علیهم السلام) مسلمانان را از تنابز و صدا زدن با القاب زشت نهی و آن را امری مذموم و ناپسند معرفی کرده اند.
 
امیرالمومنین علی (عليه السّلام) در وصف برجسته پارسايان و متقین، عدم تنابز را از جمله اوصاف پارسایان معرفی نموده و مى‌فرمايد: «لَا يُضِيعُ‏ مَا اسْتُحْفِظَ وَ لَا يَنْسَى مَا ذُكِّرَ وَ لَا يُنَابِزُ بِالْأَلْقَابِ وَ لَا يُضَارُّ بِالْجَارِ وَ لَا يَشْمَتُ بِالْمَصَائِبِ وَ لَا يَدْخُلُ فِي الْبَاطِلِ وَ لَا يَخْرُجُ مِنَ الْحَق‏؛ آنچه حفظش را به او سپرده‌اند تباه نمى‌سازد و آنچه را به او تذكّر داده‌اند، فراموش نمى‌كند. مردم را با نامهاى زشت نمى‌خواند و به همسايگان زيان نمى‌رساند. مصيبت‌زده را شماتت نمى‌كند. در امور باطل وارد نمى‌شود و از دائره حق بيرون نمى‌رود.» 
 
 پرهيزگاران واقعى سخن نيك گويند و اگر سخنى نيك براى گفتن  نداشته باشند، سكوت مى‌كنند، آنها را به مجالسى كه مؤمنين در آنها مسخره مى‌شوند، راهى نيست، اگر در مجلسى هم باشند و چنين عملى از ديگرى سر زند از آن جلوگيرى مى‌كنند.
 
راوى گويد: «شنيدم روزى حضرت رضا عليه السلام اين شعر را مى‏خواند و كم اتّفاق مى‏افتاد كه حضرت شعر بخواند: همه ما آرزو مى‏كنيم كه عمرمان دراز گردد ولى مرگ‏ها آفت‏هاى آرزو هستند آرزوهاى باطل تو را فريب ندهد و تو از راه اعتدال و ميانه جدا نشو و از خودت بهانه‏ها را جدا ساز.
 
دنيا تنها چون سايه‏اى است از بين رونده كه سوارى در آن بنشيند و سپس كوچ كند و برود.
 
گفتم: خداوند امير را عزّت دهد! اين شعر براى كيست؟ حضرت فرمود: يكى از اهل عراق شما.
 
گفتم: اين شعر را ابوالعتاهيه(ناقص العقل)‏  كه سروده خود اوست برايم خوانده است. حضرت فرمود: اسم او را بيار و اين را از خودت دور ساز (منظور كنيه ابوالعتاهيه است). خداوند سبحان و متعال مى‏فرمايد: «و با القاب‏ زشت‏ و ناپسند يكديگر را ياد نكنيد» و شايد اين مرد از اين كنيه خوشش نيايد.» 
 
پیامبر اکرم(صلّی الله علیه و آله) می فرماید: «کسی که شخصی را به غیر نام خودش (با القاب زشت)صدا کند فرشتگان او را لعنت می کنند.» 
 
علل تنابز
اطلاق نام و لقب زشت دلایل مختلفی دارد که به چند مورد اشاره می شود:
 
الف. خود برتر بینی
برتر دیدن خود و یا قوم و تبار و ملّت خود، یکی از ریشه‌های تنابز و صدا زدن با القاب زشت، از افراد، اقوام و ملل دیگر است.
 
قرآن کریم درباره این عامل می‌فرماید: «یا أَیّهَا الّذینَ آمَنُوا لا یَسْخَرْ قَوْمٌ مِنْ قَوْمٍ عَسى‏ أَنْ یَکُونُوا خَیْرًا مِنْهُمْ وَ لا نِساءٌ مِنْ نِساءٍ عَسى‏ أَنْ یَکُنّ خَیْرًا مِنْهُنّ؛ ای کسانی که ایمان آورده‌اید! نباید گروهی از مردان شما گروه دیگر را استهزا کنند شاید آنها از اینها بهتر باشند، و نه زنانی از زنان دیگر شاید آنها بهتر از اینان باشند.» 
 
در شأن نزول این آیه آمده است که شخصی به نام «ثابت بن قیس» شنوایی ضعیفی داشت و به همین جهت، همیشه کوشش می‌کرد زودتر به مسجد بیاید تا در کنار رسول خدا(صلّی الله علیه و آله) جای گزیند. اتفاقاً یک روز آمدنش به تأخیر افتاد. مردم نمازشان را خواندند و آماده شنیدن سخنان نبی اکرم(ص) شدند که «ثابت بن قیس» وارد مسجد شد و به شیوه همیشگی می‌گفت: راه را باز کنید، راه را باز کنید. و از روی شانه‌های مردم می‌گذشت تا نزد پیامبر اکرم(صلّی الله علیه و آله) برود. یکی از نمازگزاران به او گفت: به مجلس رسیدی، همین جا بنشین. «ثابت بن قیس» با خشم و ناراحتی همان جا نشست. وقتی هوا روشن شد، گفت: آن کس که به من گفت همین جا بنشین، چه کسی بود؟ آن مرد خود را معرفی کرد. «ثابت بن قیس» گفت: تو پسر همان زنی هستی که ... (مادرش در زمان جاهلیت مرتکب کارهای زشت می‌شد). آن مرد خجالت کشید و سر به زیر افکند. آن گاه آیه مزبور نازل شد که یکدیگر را به زشتی یاد نکنید. 
 
از این آیه و شأن نزول آن، چند نکته به دست می‌آید همانند:
 
1. در حرمت بدگویی و نسبت ناروا دادن به مسلمان، شرط نیست که آن نسبت دروغ باشد، بلکه ممکن است آن شخص پیشتر دارای آن صفات بوده، ولی اینک توبه کرده و نه تنها آن صفات را ندارد، بلکه از آنها متنفر و منزجر است.
 
2. ملاک و میزان در برخوردهای اجتماعی و معاشرت با مردم، حالت فعلی آنها است؛ نه حالت سابق آنها.
 
3. این آیه کسانی را که کارهای گذشته و پیشینه افراد را میان مردم افشا می‌کنند و به گونه خصوصی یا در رسانه‌های گروهی و ... منتشر می‌سازند، توبیخ می‌کند و عمل آنان را ناروا و زشت‌ می‌داند. 
 
ب. دنیا طلبی و دنیا مداری
در مضامین دینی، فریفتگی و دل بستگی کافران به دنیا، یکی از عوامل تمسخر و استهزای مؤمنان معرفی شده است: «زُیِّنَ لِلّذینَ کَفَرُوا الْحَیاةُ الدّنْیا وَ یَسْخَرُونَ مِنَ الّذینَ آمَنُوا وَ الّذینَ اتّقَوْا فَوْقَهُمْ یَوْمَ الْقِیامَةِ وَ اللّهُ یَرْزُقُ مَنْ یَشاءُ بِغَیْرِ حِسابٍ؛ زندگی دنیا برای کافران زینت داده شده است. از این رو، افراد با ایمان را (که گاهی دستشان تهی است)، مسخره می‌کنند؛ در حالی که پرهیزگاران در قیامت بالاتر از آنان هستند (چرا که ارزش‌های حقیقی در آن جا آشکار می‌گردد و صورت عینی به خود می‌گیرد،) و خداوند، هر کس را بخواهد بدون حساب روزی می‌دهد.» 
 
پ. فرومایگی و رذالت
یکی دیگر از عوامل تنابز، فرومایگی، پستی، دنائت و رذالت شخص متنابز است.
امیرالمومنین على(عليه السلام)زشتگويى و نيش زدن زبانى را روش فرومايگان دانسته مى فرمايد:«سُنَّةُ الْلِّئامِ قَبيحُ الْكَلامِ؛ شيوه افراد فرومايه و پست، زشتى سخن است.» 
 
ت. تفریح و سرگرمی
یکی دیگر از علل این اخلاق زشت و ناپسند، تفریح و سرگرم شدن است. گاهی برخی ها براى مجلس‌آرایى و خنداندن حاضران از آبرو و حیثیت دیگران مایه مى‏‌گذارند و با کارهایى از قبیل تقلید در راه رفتن، سخن گفتن، غذا خوردن، القاب زشت و خلاصه به هر طریقى از اشاره و کنایه و... دیگران را به مسخره مى‏‌گیرند.
 
انسان به طور طبیعی از شوخی و مزاح و مداعبه خوشش می‌آید؛ زیرا شوخی بجا و زیبا موجب نشاط و سرزندگی آدمی می‌شود؛ اما به شرط آنکه مراعات حرمت‌ها شود و گرایش به زشتی و پستی پیدا نکند. امام باقر(علیه السلام) می‌فرماید: «إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يُحِبُّ الْمُدَاعِبَ فِي الْجَمَاعَةِ بِلَا رَفَثٍ‏؛ خداوند عز و جل دوست دارد کسی را که در میان جمع شوخی کند به شرط آنکه ناسزا نگوید.»  پس نباید کاری کرد که شوخی بستری برای دشنام‌گویی و زشت‌گویی شود.
 
ث. دشمنی و انتقام گیری
ریشه دیگری تمسخر و تنابز، دشمنی و انتقام از دیگران است. هرکسی‌که از شخصی و یا گروهی ضربه خورده باشد با روش ناهنجار تمسخر، او را با لقب زشت صدا می زند، تا خود را بازسازی کند و روحیه از دست رفته‌اش را بازگرداند و به خود وجاهت و منزلت دروغین بخشد. می‌کوشد تا با حربه تمسخر، جبران شکست کرده و از طرف مقابل انتقام بگیرد. بسیاری از جوک‌ها و لطیفه‌های سیاسی که برای اقوام و گروه‌های نژادی ساخته شده است از این رو بوده است.
 
آثار تنابز
تنابز و صدا زدن با القاب زشت، آثار سوء فردی و اجتماعی دارد که به چند مورد اشاره می شود:
 
الف. ذلیل شدن
 
از جمله آثار تنابز و صدا زدن مومنین با القاب زشت، ذلیل شدن صدا زننده است.
 
پیامبر اکرم(صلّی الله علیه و آله) فرمودند: «مَنْ‏ أَذَلَ‏ مُؤْمِناً أَذَلَّهُ اللَّه‏؛ کسی که مؤمنی را خوار شمارد، خدا او را ذلیل خواهد کرد.» 
 
ب. ورود به جهنّم
یکی دیگر از آثار سوء تنابز و نام بردن مومنین با القاب زشت، ورود به جهنّم و دور ماندن از بهشت برین است.
 
پیامبر اکرم(صلّی الله علیه و آله) فرمودند: «مَنْ‏ أَذَلَ‏ مُؤْمِناً أَوْ حَقَّرَهُ لِفَقْرِهِ وَ قِلَّةِ ذَاتِ يَدِهِ شَهَرَهُ اللَّهُ عَلَى جِسْرِ جَهَنَّمَ يَوْمَ الْقِيَامَة؛ هر کس مومنی را خوار کند و یا به سبب تهیدستی و کم بضاعتی حقیر سازد خداوند در روز رستاخیز او را روی پل جهنم انگشت نما سازد.»  
 
امام باقر (عليه السلام) در اين باره مى فرمايند: «قُولُوا لِلنَّاسِ أَحْسَنَ مَا تُحِبُّونَ أَنْ يُقَالَ لَكُمْ فَإِنَّ اللَّهَ يُبْغِضُ اللَّعَّانَ السَّبَّابَ الطَّعَّانَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ الْفَاحِشَ‏ الْمُتَفَحِّش‏؛ بگوييد به مردم بهترين چيزى را كه دوست داريد به شما گفته شود؛ زيراكه خداوند مبغوض مى دارد كسى را كه ناسزا مى گويد و نفرين مى كند و بر مردم مسلمان طعن مى زند و از ناسزا گفتن و ناسزا شنيدن باكى ندارد.» 
 
پ. ایجاد و افزایش دشمنی
 
یکی از آثار زیانبار اجتماعی تنابز و دشنام‌گویی، ایجاد دشمنی میان افراد جامعه است. دشنام‌گویی موجب می‌شود تا عناد و عداوت در میان افراد افزایش یابد و انسجام و پیوند اجتماعی سست شود. پیامبراکرم(صلّی الله علیه و آله) درباره این زیان اجتماعی می‌فرماید: «لَا تَسُبُّوا النَّاسَ فَتَكْتَسِبُوا الْعَدَاوَةَ بَيْنَهُم‏؛ به مردم ناسزا نگوئید، که با این کار در میان آنها دشمن پیدا می‌کنید.» 
 
ت. طرد اجتماعی
یکی دیگر از آثار سوء تنابز، طرد دشنام گو از اجتماع است؛ چرا که دشنام‌گو در میان مردم جایگاهی ندارد و مردم نیز او را ناخوش می‌دارند. در این میان بدترین مردم کسی است که مردم، هم‌نشینی با او را به سبب ترس از دشنام‌گویی ترک می‌کنند و به نوعی گرفتار طرد اجتماعی است. پیامبر اکرم(صلّی الله علیه و آله) فرمود: «إِنَّ مِنْ شَرِّ عِبَادِ اللَّهِ‏  مَنْ تُكْرَهُ مُجَالَسَتُهُ لِفُحْشِه‏؛ بدترین بندگان خدا کسی است که از ترس فحش او، هم‌نشینی با او را خوش ندارند.» 
 
ث. اختلاف بین زن و شوهر
جدايی و اختلاف و از بين رفتن روابط حسنه از ديگر آثار ناشايست چنين رفتاری است. در ارتباط با زن و شوهر بايد گفت که به تزلزل کانون خانواده، کاهش صميميت بين آنان منجر می‌شود.
 
ج. تحقیر و ناراحتی خطاب شونده:
به کار بردن القاب زشت برای افراد موجب خرد شدن شخصيت، تحقير و ناراحتی فرد خطاب‌شونده شده که در این حال ممکن است فرد در جواب شخص مقابله به مثل کند و در نتيجه به‌مرور زمينه برای ترويج يک عمل زشت و ناپسند در جامعه فراهم شود.
 
نام بد موجب عقده حقارت مى گردد و كسانى كه با نام زشت و ناخوشايندى خوانده مى شوند، همواره از شنيدن نام خود رنج مى برند.
 
 
گردآورنده: حجت الاسلام مصطفی کوهی
پژوهشکده امر به معروف و نهی از منکر قم
عضو مجمع طلاب و فضلای شهرستان تکاب
28 بهمن 1395
تعداد بازدید:  1030 مرتبه

نظرات کاربران

این مطلب فاقد نظر می باشد.

  • آخرين عناوين

  • پربازديدها

  • آرشيو

بازدید امروز:6570

بازدید دیروز: 7607

بازدید کل: 6022861

حقوق این وبسایت محفوظ بوده و متعلق به مجمع طلاب و فضلای شهرستان تکاب می باشد.