می خواهم پیامبر را امتحان کنم

مردی از رسول اکرم صلی الله علیه و اله و سلم شنید که خداوند روزی هر کسی را به او می دهد، هر که باشد و هرکجا باشد.
مردی از رسول اکرم صلی الله علیه و اله و سلم شنید که خداوند روزی هر کسی را به او می دهد، هر که باشد و هرکجا باشد.
 
این مرد به بیابانی رفت پای یک کوهی خوابید، با خود گفت : می خواهم ببینم رزق من چگونه به من می رسد، اتفاقا قافله ای راه را گم کرده و به پای آن کوه گذرشان افتاد، دیدند مردی روی زمین افتاده یکی گفت:
این بی چاره مرده است.
 
دیگری گفت: دزد است.
 
و آن یکی گفت: مریض است.
 
هر چه او را صدا زدند او جواب نداد و حرکت نکرد.
 
یکی گفت: این بیچاره از گرسنگی این طور شده، شوربائی سوپ پختند و بالای سرش آوردند و هر چه خواستند میان دهانش بریزند، دندان ها را روی هم فشار می داد، عاقبت یکی از آنها بلند شد و وسیله ای پیدا کرد و میان دهانش گذاشتند، کم کم غذاها را به او دادند.
 
بعد از آن بگشاد آن مسکین دهن         گفت: کردم امتحان رزق من 
هر چه گوید آن رسول پاک جیب         هست حق و نیست در وی هیچ ریب
14 آذر 1396
تعداد بازدید:  916 مرتبه

نظرات کاربران

این مطلب فاقد نظر می باشد.

  • آخرين عناوين

  • پربازديدها

  • آرشيو

بازدید امروز:2260

بازدید دیروز: 4043

بازدید کل: 7529389

حقوق این وبسایت محفوظ بوده و متعلق به مجمع طلاب و فضلای شهرستان تکاب می باشد.