عوامل خوشبختى

هر زن و شوهرى بدون استثناء مى خواهند زندگى مشترك با صفا و لذتبخش و سعادتمندى داشته باشند
هر زن و شوهرى بدون استثناء مى خواهند زندگى مشترك با صفا و لذتبخش و سعادتمندى داشته باشند و براى يافتن چنين سعدتى، به دنبال عوامل خوشبختى و سعدت مى ورزند: سؤ ال مى كنند، مى انديشند، كتاب مى خوانند و مشورت مى كنند تا به مقصود خود برسند. حتى ديدم كه اين سؤ ال را در رسانه هاى گروهى مطرح كرده بودند و جوابهاى متعددى از اين قبيل آمده بود:
 
عوامل خوشبختى عبارت است از:
 
تفاهم، صداقت، عقل و تدبير و... همه اينها نظراتى بسيار درست و مفيد و سودمند است، ولى دو عيب كوچك دارد: اول اينكه كلى گويى است و مردم در تطبيق اين كليات با مصاديقش ‍ دچار اشتباه مى شوند؛ دوم ايتكه وساوس شيطان در كار است و بعضى از مردم در عين حال كه مى دانند و يقين دارند كه صفا و صداقت و وفا بهتر از دورويى و دروغ و خلف وعده است، ولى روحيات زشتى كه در وجود آنها ريشه دوانيده است- مانند حرص و تكبر و خود محورى و شهوت پرستى- نمى گذارد آنان به راه صدق و صفا بروند و طريق مسالمت و وفا بپيمايند. نويسنده در اين درس شايد بتواند عيب اول را تا حدودى رفع كند و در مسائل خانوادگى وارد جزئيات شود- نظير سلام كردن به نام خوب صدا زدن و به استقبال رفتن و مانند آن كه در جلد اول بيان كرديم- ولى نسبت به عيب دوم كاملا اظهار عجز و ناتوانى مى كند. نه تنها نويسنده حقير و بى بضاعت در اين ميدان كميتش لنگ است، كه حتى پيعمبران الهى و سرسلسله آنها كه اشرف كائنات بود و در تبليغ و دعوت به سوى حق، آفريدگار جهان آفريده اى مانند او ندارد، از به راه آوردن امثال ابوجهل و ابولهب اظهار عجز نمود تا آنجا كه فرمود: انك لا تهدى من اءحبيث.(1)
 
خدايا! بر روى اين تربت پاك تو كه آدميزادگان دو پاى بدتر از حيوانات چارپايى زندگى مى كنند، سوگندت مى دهيم كه دلهاى ما را در معرض آن وساوس خطير قرار مده.
 
و اما اشكال اول به اين شكل رفع مى شود كه ما را در كليات به نمونه ها و مصاديق اشاره كنيم و لذا در اينجا به طور فشرده عوامل خوشبختى را متذكر مى شويم و تقريبا اين درس را مى توان چكيده اين دو جلد كتاب تلقى كرد. به طور كلى عوامل مذكور بعضى مربوط به قبل از ازدواج و برخى مربوط به بعد از ازدواج است.
 
1. گذشت و اغماض 
بيشترين سفارش اسلام در امر همسرى، گذشت و اغماض هر يك از زن و شوهر در لغزشها، كج خلقيها و اشتباهات يكديگر است؛ زيرا خداوند متعال شايد زن و شوهرى با وحسات و طرز تفكر كاملا يكسان در روى زمين خلق نكرده باشد. عفو كثير از صفات خداوند حكيم است كه مؤ منان را به اين خصلت سفارش كرده است.(2) عفو از روشهاى تربيت و مايه كمال روحى عفو كننده و عفو شنونده است و از ساير شيوه هاى برخورد مثل انتقام گرفتن، به رو آوردن و منت گذاردن، حكم و داور برگزيدن و ديگران را دخالت دادن، دادگاه رفتن و دادخواست نوشتن، از ديگران راه حل خواستن و در دل كردن و خلاصه از هر راه حل ديگرى بهتر و زودتر زن و شوهر را به خواسته و هدفشان مى رساند.
 
زن و شوهر؛ مدت كوتاه خواستگارى و حتى در مدت ببن عقد تا عروسى نمى توانند به طور كامل يكديگر را درك كنند و لذا در اين مدت بايد در كليان و اصول زندگى به تفاهم برسند (مثا دختر يا پسر قبل از ازدواج بايد بداند كه همسرش به احكام الهى حداقل در سطح انجام فرايض و ترك محرومات مقيد و از اخلاق سالم و عفت و نجابت خانوادگى برخوردار است و در هر مورد كه اختلاف نظر پيدا شد هر دوى آنها به حكم خداوند عمل مى كنند)؛ بعد از ازدواج در ساير مسائل با شيوه هاى ديگر مثل گذشت و اغماض بين خود به تفاهم برسند.
 
يكى از مصاديق گذشت و اغماض اين است كه در برگزارى مجلس عروسى اگر فاميل زن به فاميل شوهر مى گويند ما ميهمان زياد داريم، زياد غذا بپزيد و بعد آنها هم مى پزند اتفاقا ميهمانها نمى آيند، اين امر موجب دلتنگى نشود و گله نكنند كه شما كه مى دانستيد ميهمانها نمى آيند چرا گفتيد، يا چرا زياد دعوت كرديد و غذا كم آمد.
 
2. صداقت 
دختر و پسر از لحظه خواستگارى تا آخر عمر بايد بدانند كه هيچ كس ‍ دلسوزتر از شريك زندگى آنها نيست و دلسوزى وقتى محقق مى گردد كه صداقت و راستى در كار باشد. بخصوص در فاصله عقد و عروسى كه هر يك از آندو با تيز بينى و فراست و كياست فوق العاده مى خواهند همسر آينده خود را بشناسند، بايد ادعاها مبالغه ها و سخنان اغراق آميز از ميان برود و آن طور كه هستند خود را وانمود سازند تا بتوانند به آنچه مى گويند در زندگى آينده خود تحقق بخشند و اعتماد يكديگر را جلب نمايند، نه اينكه مانند رئيس جمهورهاى كانديد شده پشت به خدا و ملت كنند كه ابتدا در باغ سبز و سرخ نشان بدهند و يك هفته بعد از انتخابات همه وعده ها را زياد ببرند.
 
3. نظر خواهى از پدر و مادر 
موافق بودن پدر و مادر با ازدواج فرزند نقش مؤ ثرى در خوشبختى زوجين خواهد داشت. زيرا به طور طبيعى هر انسانى دوست دارد فزندش رفتارى داشته باشد كه مورد پسند اوست. بنابراين، فرزند بايد به هر شيوه اى كه خود بهتر از ديگران مى داند نظر والدين را در ازدواج تاءمين كند، همان طور كه خودش دوست دارد در آينده عروسش يا دامادش مورد پسندش باشد؛ البته نه آن طورى كه خودش ناراضى باشد. خلاصه رضايت پدر و مادر از فزند در خوشبختى او بسيار مؤ ثر است.
 
4. تلاش و كوشش مرد 
اين عمل در تاءمين نيازهاى مالى خانواده بسيار مؤ ثر است و زن را نيز دلگرم مى كند و او نيز متقابلا وادار به فداكارى در حق همسر و فرزندان و تاءمين آسايش بيشتر خانواده در داخل منزل مى شود.
 
5. خواسته ها و توقعات مناسب 
مسلم است كه انسان در اوايل جوانى از تجربه و درآمد و دارايى و احتمالا سطح تحصيلات پايينى برخوردار است و به تدريج همه اينها افزايش ‍ مى يابد. لذا توقع داشتن منزل شخصى و وسايل منزل و اتومبيل در ابتداى زندگى خواسته معقولى نيست، همان طور كه پدر و مادر انسان نيز در ابتداى زندگى زناشويى خود چنين نبودند.
 
از اين رو، عروس و داماد عاقل، از زندگى، ضمن پذيرفتن اين واقعيت بايد با متانت و تلاش و الگو قرار دادن تجارب بزرگان و خردمندان و حل كردن مشكلات با همفكرى و درك اوضاع فعلى جامعه، زندگى خود را از لحاظ مالى، علمى، دينى و اخلاقى به سطح مطلوب برسانند.
 
جهت اختصار، ساير عوامل خوشبختى را به طور گذارا اشاره مى كنيم:
 
6. زن و شوهر بايد از زمان خواستگارى آمادگى كامل براى زندگى زناشويى داشته باشند و در اين مورد از يكديگر نظر خواهى كنند. بسيارى از پدر و مادرها مى خواهند دخترشان را در حين تحصيل عروس كنند، در حالى كه فرزندشان آمادگى و رضايت كامل براى ازدواج ندارد.
 
7. به كفويت و هماهنگى فكرى و روحى به طور دقيق توجه كنند. مثلا برخى از پسران به نظافت در حد لازم اهميت نمى دهند و ممكن است كفو همسرشان نباشند، يا بعضى از دختران به ساده زيستن و حذف زوائد مقيد نيستند و لذا امكان دارد كفو همسرشان نباشند.
 
8. ارتباط عروس و داماد قبل از ازدواج امرى نكوهيده است و چه بسا كار را به طلاق بكشاند.
 
9. زن و شوهر بايد در انجام كارها به يكديگر كمك كنند تا بتوانند به طور واقعى شريك غم و شادى يكديگر باشند: با هم كار كنند و با هم خسته شوند و با هم چاى بخورند و رفع خستگى كنند.
 
10. زن بايد از همسرش اطاعت كند بجز امورى كه خلاف شرع است، مانند بى حجاب از خانه بيرون آمدن و مخالطت با نامحرمان و دوستان شوهر.
 
11. عوامل موقعيت ديگران را الگو قرار دهند.
 
12. نسبت به رفتار يكريگر زود قضاوت نكنند.
 
13. زن و شوهر بايد زبان يكديگر را بفهمند.
 
14. زن و شوهر بايد به دخالتهاى ديگران بى اعتنا باشند.
 
15. با يكديگر با نرمى و ملايمت سخن بگويند و به طور متقابل به يكديگر احترام بگذارند.
 
16. بايد سعه صدر داشته باشند و از خطاها يكديگر بگذرند؛ يعنى براى يكديگر همچون آينه باشند: نكات مثبت يكديگر را تكرار و نكات منفى را فراموش كنند.
 
17. هر يك از زوجين بايد نقاط ضعف خود را شناخته، در صدد اصلاح آنها برآيد.
 
18. در خوشى و ناخوشى با هم همدرد باشند.
 
19. اختلاف را بين خود حل كنند و به بيرون نكشانند و نيز كينه به دل نگيرند.
 
20. خطاهاى يكديگر را به كنايه بفهمانند و به رخ نكشند.
 
21. زن براى شوهر خرج تراشى كند و همچشمى با ديگران نداشته باشد و نگويد: قربون بند كيفتم تا پول دارى رفيقتم.
 
22. به نظم و ترتيب در امور زندگى توجه داشته باشند و براى همه كارهاى لازم مانند انجام فرايض و عبادات، ديدن فاميل و دوستان، تفريح و گردش ‍ و سفر، كارهاى روز مره و خصوصا تربيت فرزندان وقتى را تعيين نمايند.
 
پی نوشت ها:
1. قصص / 56.
2. و ليعفوا و ليصفحوا ألا تحبون أن يعرف الله لكم (نور / 22).
 
منبع: بهشت خانواده ج2، دكترسيد جواد مصطفوى 
 

 

28 آبان 1392
تعداد بازدید:  3053 مرتبه

نظرات کاربران

سوسن در ساعت 23:41:6  تاریخ   13 بهمن 1393  گفته:     

سلام . با توجه به اینکه سایت من هم در رابطه با آموزش زوج های جوان است خوشحال می شوم با هم تبادل لینک داشته باشیم.

 

0
1

کاربر مهمان در ساعت 19:45:19  تاریخ   2 آذر 1392  گفته:     

موفق باشید

 

0
1
  • آخرين عناوين

  • پربازديدها

  • آرشيو

بازدید امروز:1944

بازدید دیروز: 3029

بازدید کل: 7089379

حقوق این وبسایت محفوظ بوده و متعلق به مجمع طلاب و فضلای شهرستان تکاب می باشد.